آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ٢٣
فصل اول: سير تدوين قانون اساسى در ايران
قانون اساسى مشروطه
طى قرون متوالى، حكومت ايران در اختيار شاهان بوده و اداره كشور با روش ديكتاتورى انجام مىگرفت. اما در اين ميان، دوره قاجار با مسائل و تحولات مهمى در عرصه داخلى و خارجى همراه گرديد. استبداد شاهان قاجار و استعمار قدرتهاى بيگانه كه ايران را صحنه تاخت و تاز رقابتهاى خود قرار داده بودند، سبب گرديد كه ايرانيان براى تحقق استقلال و آزادى خود اقداماتى كنند. بدين ترتيب پس از پايان جنگهاى ايران و روسيه و تحميل قراردادهاى ننگين، نهضتها و حركتهايى شكل گرفت و شخصيتهاى مختلفى در اين راه وارد ميدان مبارزه شدند كه البته كاميابىها و ناكامىهاى بسيارى نيز داشتند.
حركتها و اقداماتى كه در چند دهه پس از شكست ايران در جنگ با روسها[١] صورت گرفت و روشنگرىهايى كه در زمينه ريشهيابى مشكلات كشور انجام شد، در اين راستا بستر را بيش از پيش فراهم نمود. در اين ميان، قيام تنباكو در مخالفت با نفوذ بيگانگان- مرجعيت شيعه صورت گرفت- حركتى اصيل و مردمى بود كه قدرت واقعى علما و تأثير آنها در جامعه را به نمايش گذارد. از ديگر سو، اين نهضت نقطه آغازين پيدايش باورى عمومى در جامعه بود
[١]. در جنگ ايران با روسيه دو قشر مهم جامعه، يعنى علما و روشنفكران بيش از پيش فعال شده و نسبت به مسائل واكنش نشان دادند. براى آگاهى از تأثير اين جنگ بر علما بنگريد به: عباسعلى عميدزنجانى، فقه سياسى، ج ٨، ص ١٧٢- ١٦٩. براى آگاهى از تأثير آن بر روشنفكران نيز بنگريد به: رضا زربرى،« تجددگرايى و هويت ايرانى در عصر پهلوى»، ماهنامه انديشه و تاريخ سياسى ايران معاصر، ش ٤٠، ص ٢٥؛ مظفر نامدار،« مقايسه ديدگاه جريانهاى فكرى عصر مشروطه نسبت به تجدد»، فصلنامه آموزه، ش ٦، ص ٧٩؛ عبدالهادى حائرى، نخستين رويارويىهاى انديشهگران ايران با دو رويةةة بورژوازى غرب.