آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ١٤٩
بيانات حضرت آيتالله خامنهاى- عضو و نايب رئيس شوراى بازنگرى- دراينباره روشنتر است:
من به ياد همه دوستانى كه در جريان امور اجرايى كشور بودند، مىآورم كه آن چيزى كه گرههاى اين نظام را درطول اين هشت سالى كه ماها مسئول بوديم باز كرده، همين ولايت مطلقه امر بوده و نه چيز ديگرى ... اگر مسئله ولايت مطلقه امر كه مبنا و قاعده اين نظام است، ذرهاى خدشهدار شود، ما باز گره كور خواهيم داشت؛ باز مشكل خواهيم داشت؛ باز بنبست خواهيم داشت ... به اين هم اكتفا نكنيد كه در قانون اساسى بيايد، نه؛ در مصاحبهها، در گفتارهاى تلويزيونى، در توجيهى كه از قانون اساسى مىشود از اين اصل. خجالت نكشيد كه ما گفتيم ولايت مطلقه امر. اين اصل، امتياز جمهورى اسلامى است؛ مايه برندگى تيغ جمهورى اسلامى است؛ از اين قوياً دفاع كنيد ... اما اينكه گذاشتن اين كلمه [/ مطلقه] بهمعناى نقض قانون اساسى است، نه. به نظر من هيچ اشكال ندارد. اين ولايت امرى كه مشروعيت نظام با اوست، با يك دستگاهى، با يك سيستمى مملكت را اداره مىكند. آن سيستم چيست؟ اين قانون اساسى است ... اين ولايت مطلقه، اعمالش و اداره كشور به وسيله او بايد با يك سيستمى انجام بگيرد. اين سيستم، اين است. آنجايى كه اين سيستم [/ قانون اساسى] با ضرورتها برخورد مىكند و كارايى ندارد، آن وقت ولايت مطلقه از بالاسر وارد مىشود [و] گره را باز مىكند ....[١]
آقاى هاشمى رفسنجانى عضو و نايبرئيس ديگر اين شورا با اشاره به ولايت مطلقه در قانون اساسى، چنين مىگويد:
منظور اين است: آنهايى كه تعيين شده، برعهده فقيه است؛ يعنى فرمانده را بايد نصب كند؛ رئيس صداوسيما را بايد نصب كند و .... آنهايى كه آنجا [/ اصل ١١٠] داريم، سرجاى خودش است ... اما مفهوم اين اصل [/ ولايت مطلقه] اين است كه اگر بعداًولىفقيه يكجا خواست، مستقيماً بيايد دخالت بكند؛ [يعنى] همين كارى را كهاماممىكردند ... اين تصميمات با اين كلمه «مطلقه» كه گذاشتيم، ديگر در قانوناساسى مبنا پيدا مىكند ... معناى اين «مطلقه» را كه مىگذاريم، اين است كه محدودبه ١٠- ١٢ تا اختيار نيست، [بلكه] مىتواند در هر جا از بالاى سر بيايد و بگويداين كاربشود.[٢]
[١]. همان، ص ١٦٣٧ و ١٦٣٨.
[٢]. همان، ص ١٦٣٢.