آشنايى با قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران - مجيدى، محمد رضا - الصفحة ١٢٦
حوزةةة حكومت خود عمل كند. اين اختيار هرگز استبداد به رأى نيست، بلكه در اين امر مصلحت اسلام و مسلمين نهفته است.[١]
بديهى است كه رهبرى نيز حق ندارد در خارج از اين حيطه اعمال ولايت كند و به برنامهريزى و سياستگذارى بپردازد. قرآن كريم درهمينباره مىفرمايد:
كسانى كه طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، فاسقاند ....[٢]
و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، ظالماند ....[٣]
و آنان كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمىكنند، كافرند ....[٤]
اى پيامبر! بر طبق احكامى كه خدا نازل كرده، در ميان آنها حكم كن و از هوا و هوسهايشان پيروى مكن و از آنها بر حذر باش! مبادا تو را از بعضى احكامى كه خدا بر تو نازل كرده، منحرف كنند.[٥]
اين در حالى است كه حكومتهاى ديكتاتورى خود را در برابر احكام و قوانين الاهى، مصالح مردم و حتى قوانين و مقررات خودساخته، مقيد و محدود نمىدانند.[٦]
امامخمينى (قدس سره) در چند جا بهتفصيل، تشبيه نظام ولايت فقيه به نظام ديكتاتورى را ناصواب مىداند كه به پارهاى از آنها اشاره مىشود:
اسلام، حكومتش حكومت قانون است؛ يعنى قانون الاهى، قانون قرآن و سنت. خود پيامبر و اميرالمؤمنين هم تابع قانون بودند؛ يك قدم از قانون تخلف نمىكردند و نمىتوانستند بكنند. اسلام ديكتاتورى ندارد؛ برنامه اسلام روى قوانين است و آن كسانى كه پاسدار اسلاماند، اگر بخواهند ديكتاتورى كنند، از پاسدارى ساقط مىشوند، به حسب حكم اسلام.[٧]
[١]. همو، كتاب البيع، ج ٣، ص ٤٦١.
[٢].\i« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الْفَاسِقُونَ.»\E( مائده( ٥): ٤٧.)
[٣].\i« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الظَّالِمُونَ.»\E( مائده( ٥): ٤٥.)
[٤].\i« وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الْكَافِرُونَ.»\E( مائده( ٥): ٤٤.)
[٥].\i« وَأَنِ احْكُمْ بَينَهُمْ بمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيكَ ....»\E( مائده( ٥): ٤٩.)
[٦]. محمدجواد نوروزى، نظام سياسى اسلام، ص ٢٢٥ و ٢٢٦.
[٧]. روحالله موسوىخمينى، صحيفه نور، ج ١٠، ص ١٧٥.