پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١ - مقدمه
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛[١]
من جن و انس را فقط براى عبادت و پرستشم آفريدم.
و چون پرستش حقيقى، بىشناخت، صورت نمىبندد، به همين سبب، تنها راه دستيابى به اوج قله كمال، پرستش همراه بينش است.
خداوند، انسان را به دو نيروى خشم و شهوت مجهز نمود تا توان حركت به سوى كمال را داشته باشد و او را از تسلط اين دو نيرو و خواهشهاى نفسانى زاييده شده از آن- كه هماره همراه انسانهاست- ايمن نساخت. به همين دليل، آدمى افزون بر عقل و ديگر ابزارهاى شناخت، به چيزى نياز دارد كه سلامت بينش او را ضمانت كند تا حجّت بر او كامل و نعمت هدايت برايش تمام گردد، و همه عوامل انتخاب آگاهانه راه درست يا بيراهه براى او فراهم آيد.
ازاينرو نتيجه سنت هدايت الهى اين بود كه عقل آدمى از سوى وحى الهى و راهنمايى رهنمايان برگزيده خدا در تمام زواياى زندگى پشتيبانى گردد.
پيامبران، از آغاز بردميدن تاريخ و در گذر زمان، مشعل هدايت ربانى را بر دوش كشيدند تا بندگان خداوند بدون هدايتگر و راهبر نمانند و گفتار وحى- كه تأييدگر عقل است- نيز گوياى همين مطلب است كه «زمين هيچگاه از حجت الهى خالى نخواهد بود. حجت خدا، هماره- قبل و بعد و همراه- با خلق است، به گونهاى كه اگر در زمين دو كس بيشتر نماند، يكى از آن دو حتما حجت خداست.» و قرآن نيز بدين مطلب اشاره كرده است:
[١] . ذاريات/ ٥٦.