پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٩٢ - نيرنگ قرآن بر نيزه
نه خودت، مانند او هستى. وى با هدفى غير از هدف تو مبارزه مىكند. تو مىخواهى زنده بمانى ولى او شهادت را ترجيح مىدهد. اگر تو بر سپاهيان عراق پيروز شوى از تو بيمناكند ولى شاميان در صورت پيروزى على بر آنها، از او بيم ظلم و ستم ندارند. اكنون قضيهاى را كه من پيشنهاد مىكنم بر آنها عرضه كن، اگر پذيراى آن شدند، دچار اختلاف شوند و اگر از پذيرش آن سر بر تابند نيز در دام اختلاف گرفتار آيند، آنها را به داورى و حكميّت قرآن ميان خود و آنان فرا بخوان.[١]
معاويه بىدرنگ دستور داد قرآنها را بر سر نيزه كنند و سپاهيان شام، لشكريان عراق را مخاطب ساخته و خطاب به آنان گفتند: اين كتاب الهى است كه از نخستين تا آخرين آياتش داور ميان ما و شماست، چه كسى براى حراست از جان مردم شام بهتر از مردم شام و چه كسى در حفاظت از عراقيان، از مردم عراق سزاوارتر است؟
اين فراخوانى گمراهكننده، چونان صاعقه بر سر سپاهيان امام عليه السّلام وارد شد و جمعيت به جوش و خروش آمد و ميان آنان ولوله و هياهو ايجاد شد و اظهار داشتند: ما دعوت به حكميّت و داورى كتاب خدا را مىپذيريم و به پيشگاه او بازمىگرديم، در اين ميان اشعث بن قيس يكى از فرماندهان ارشد سپاه امام عليه السّلام بيش از ديگران بر اين قضيه از خود پافشارى نشان داد.
امام عليه السّلام به آنان فرمود:
بندگان خدا! به حقانيّت و راستى و نبرد با دشمن خويش ادامه دهيد، زيرا معاويه و عمرو عاص و ابن ابو معيط و حبيب بن ابو سلمه و ابن ابى سرح و ضحاك نه
[١] . وقعة صفين ٣٤٧، تاريخ طبرى ٤/ ٣٤.