پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٩ - شهادت عمار ياسر
نيز چنين كرد و دو سپاه در كارزارى سهمگين با يكديگر درآويختند. حضرت همواره با سفارش به سپاهيان خود مىفرمود:
شما در جنگ با دشمن پيشدستى نكنيد، خداى را سپاس كه شما برحقيد اگر با آنان به نبرد پرداختيد و آنها را به شكست وا داشتيد، فراريان را نكشيد و زخمىها را به قتل نرسانيد، كشف عورت انجام ندهيد [كسى را عريان ننماييد] كشتهاى را مثله نكنيد.[١]
بدينسان، جنگ و نبرد ادامه يافت و طى آن تعداد زيادى از مسلمانان كشته شدند و تعداد زخمىها بر ده هزار تن بالغ گرديد.
شهادت عمار ياسر
روايت شده: عمار ياسر راهى ميدان شد و ميان صفوف سپاهيان قرار گرفت و اظهار داشت: امروز چهرههايى را مىبينم آنگونه با دشمن مىستيزند كه باطلگرايان، به شك و ترديد افتند، به خدا سوگند! اگر ما را به شكست وا دارند و تا نخلستانهاى هجر تعقيب كنند، ما بر حق و آنان بر باطلاند. و با خواندن اين رجز به سمت سپاه معاويه پيش تافت:
ما پيش از اين براى فرود آمدن قرآن با شما جنگيديم و امروز براى تأويل آن با شما مىجنگيم، آنچنان ضربه سهمگينى بر شما وارد سازم كه سرها از بدن جدا و دوست، دوستان خود را فراموش كند و يا حق به مسير اصلى خود باز گردد.[٢]
[١] . همان ٢٠٢، همان ٤/ ٦.
[٢] .
|
نحن ضربناكم على تنزيله |
و اليوم نضربكم على تأويله |
|
|
ضربا يزيل الهام عن مقيله |
و يذهل الخليل عن خليله |
|