پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩١ - بيعت اجبارى
عشاير باايمانى نظير قبايل اسد و فزاره[١] و بنى حنيفه كه در حومه مدينه مىزيستند و نيز ديگر قبايلى كه از بيعت با ابو بكر سر بر تافته و از پرداخت زكات، به حكومت جديد كه آن را غير قانونى مىدانستند، خوددارى كردند و نماز به پاى مىداشتند و كليه شعائر دينى را انجام مىدادند و در روز غدير خم شاهد بودند پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم براى على بن ابى طالب عليه السّلام به عنوان امير مؤمنان پس از خود، از مردم بيعت گرفت. ازاينرو، هيئت حاكم تصميم گرفت به اين خطر پايان دهد و اين حركت را با مجبور ساختن رهبر مخالفان، على بن ابى طالب، به بيعت با ابو بكر، عملى ساخت.
به گفته برخى تاريخنگاران عمر نزد ابو بكر آمد و بدو گفت: آيا قصد ندارى از على كه با تو بيعت نكرده، بيعت بگيرى؟ تا على با تو بيعت نكرده نمىتوانى دست به هيچ اقدامى بزنى! كسى را براى گرفتن بيعت نزد او بفرست.
همه به اين نتيجه رسيدند كه امام على عليه السّلام را مجبور به بيعت با ابو بكر نمايند، به همين دليل با اعزام نيروى نظامى خانه حضرت را به محاصره در آوردند و با زور و قلدرى، وارد خانه وى شدند[٢] و او را به گونهاى غير شايسته كه در شأن فردى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم دربارهاش فرموده بود
«أنت منّي بمنزلة هارون من موسى إلّا أنّه لا نبيّ بعدي»
نبود از خانه خارج ساخته و نزد ابو بكر آوردند و با صداى بلند بر او بانگ زدند: با ابو بكر بيعت كن، امام عليه السّلام با سخنانى حاكى از اطمينان، بىپروا و
[١] . تاريخ طبرى ٢/ ٤٧٦ چاپ مؤسسه اعلمى
[٢] . الامامة و السياسة ٣٠، تاريخ طبرى ٢/ ٤٤٣.