پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٢ - نتايج سقيفه
اگر مهاجران به واسطه خويشاوندى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم اقامه دليل مىكنند ما قادريم بر ضد مهاجران اقامه دليل كنيم و اگر دليل و برهان آنها در برابر دلايل ما شكست خورد، تنها ما هستيم كه قادر بر چنين ادّعايى هستيم، در غير اين صورت انصار بر ادعاى خود باقى خواهند بود.
اين موضوع را عباس در گفتوگوى خود با ابو بكر به وضوح بيان كرد و اظهار داشت: ابو بكر! تو ادعا مىكنى و مىگويى: ما شجره رسول خدا هستيم.
بايد بدانى كه شما به منزله همسايگان آن درخت هستيد و ما شاخههاى آن را تشكيل مىدهيم.[١]
امام على عليه السّلام در دل كسانى كه در بازى سقيفه به پيروزى دست يافته بودند، منبع ترس و بيم تلقّى مىشد و در برابر تمايلات و خواستهها و جاهطلبى هاى آنان سدّى استوار به شمار مىآمد حضرت به خوبى مىتوانست از وجود سودجويانى كه تعداد آنها اندك نيز نبود و با وزش هر بادى به سويى متمايل مىشدند و با هر صدايى همنوا مىگشتند و آراء و موقعيتهاى خود را در بازارهاى سياسى، ارزان عرضه مىكردند، بهره بگيرد و از خمس و غلّات مزارع مدينه و درآمد كلان فدك، شكم آنها را سير كند، ولى آن حضرت با كمالات انسانى و شخصيتى خود و جايگاه برجستهاى كه از آن برخوردار بود، دست به چنين كارى نزد، از سويى، وى قادر بود در برابر سران سقيفه با استناد به خويشاوندى نزديك با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم كه برگ برندهاى در دست او بود دست به فعاليت بزند و بر ضد آنها اقامه دليل و حجت نمايد چنانكه آن بزرگوار در سخن خود به اين مطلب اشاره دارد:
[١] . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ٦/ ٥.