پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٤ - ب - در جنگ احد
پرداخت و عبد اللّه ابن ابي سيصد تن از هواداران خود در جمع سپاه رسول خدا را از بين راه باز گردند.[١]
پيامبر همچنان به راه خود ادامه داد تا به احد رسيد و ياران خويش را مهياى كارزار نمود و براى نبرد به برنامهريزى مناسب و دقيقى پرداخت تا پيروزى آنان را تضمين نمايد، بدينگونه كه پنجاه تيرانداز را پشت سر مسلمانان در سمت كوه گمارد و بدانها تأكيد فرمود كه حتى اگر همه مسلمانان كشته شدند، در جاى خود بمانند و آن محل را ترك نكنند.[٢]
سپاه قريش نيز به «أحد» رسيد و خود را آماده جنگ ساخت. سپاهيان نقش و مسؤوليتها را تقسيمبندى كردند و پرچم خود را به قبيله عبد الدار سپردند و طلحة بن ابى طلحة نخستين فردى بود كه پرچم را از آنان گرفت، تا وارد كارزار شود پيامبر با اطلاع از اين ماجرا، پرچم را از على ستاند و به مصعب بن عمير كه از قبيله عبد الدار بود سپرد و اين پرچم تا زمانى كه مصعب به شهادت رسيد با او بود و سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم آن را به على عليه السّلام باز گرداند[٣] و اين جنگ در ماه شوال سال سوم هجرى اتفاق افتاد.
لحظهاى كه صفوف آراسته شد و طلحة بن ابى طلحه پهلوان نامى مشركان از صفوف لشكر خارج شد، جنگ درگرفت. وى به سمت مسلمانان پيش تاخت و با صداى بلند مبارز طلبيد و با سخنانى تحقيرآميز آنها را مخاطب ساخت و گفت: اى ياران محمد! شما مدعى هستيد كه خداوند ما مشركان را به وسيله شمشيرهايتان شتابان وارد دوزخ و شما را به وسيله شمشيرهاى ما
[١] . كامل ٢/ ١٥٠، سيره ابن هشام ٣/ ٦٣.
[٢] . مغازى واقدى ١/ ٢٢٤، كامل ٢/ ١٥٢ سيره ابن هشام ٣/ ٦٦.
[٣] . تاريخ طبرى ٢/ ١٩٩ چاپ مؤسسه اعلمى.