المعاد في ضوء الدين و العقل و العلم - المحسني، الشيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٥ - ٦٢ - المعاد المختلف فيه فى كلام المطهرى(ره)
آنگاه مطلبى مىگويند كه اين مطلب را علم امروز هم تأييد مىكند؛ مىگويند اين عالمىكه تو الآن با اين خصوصيات دارى مىبينى و اسمش را عالم جسمانى مىگذارى، تو خيال مىكنى همه اين خصوصياتىكه الآن براى اين عالم درك مىكنى، اينها بيرون از وجود تو وجود دارد؟! بيشتر اين خصوصيات را تو الآن در باطن خودت دارى خلق مىكنى. همان طوركه علم امروز مىگويد، ما الآن اين عالم را ملوّن و با يك رنگهايى مىبينيم، ولى آيا عالم در ذات خودش رنگ دارد؟ وقتى علم خيلى دقيق مىشود [مىبيند] اصلًا رنگى در متن عالم وجود ندارد، بلكه در اثر برخوردى كه اين عالم با ما دارد [رنگ ادراك مىشود.] ما نمىدانيم چطور مىشود ولى اين قدر مىدانيم كه ما در درون خودمان رنگ را مىآفرينيم. آقاى .. هم در كتاب خود شان مكرر ذكر كرده اند كه ما شاخصترين مشخصات اين عالم را ابعاد جسمانى آن مىدانيم، در صورتىكه علم امروز مىگويد آن چيزىكه اصل اين عالم است، در ذات خود شايد اصلًا بُعد نداشته باشد و شايد حتى خود بُعد هم از ساخته هاى روح و ذهن ما باشد. حتى ما خيلى نمىتوانيم ميان آنچه كه از اين عالم درك مىكنيم مرز قائل شويم كه چقدر آن روحى است و چقدر آن [جسمى]؟ لذتهايى كه ما درك مىكنيم، درست است كه يك عامل محركى در بيرون دارد، ولى نفسِ لذت را ما در درون خودمان خلق مىكنيم. لذت در ماده وجود ندارد بلكه محركش در ماده وجود دارد. حتى لذتهاى جسمانى- نه لذتهاى روحانى- هم مخلوق روح ماست، منتها در اينجا كه هستيم محركى از بيرون بايد وجود داشته باشد. وقتى محرك در بيرون بود، آنوقت مُعِدّ مىشود براى اينكه ما اين لذت را در درون خودمان خلق كنيم. در آن وقتىكه «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ» مىشود، همه آن چيزهايىكه امروز با روح خودمان با (كمك) عامل مادى خارجى ايجاد مىكنيم، آن وقت با حكومت روح (يا به تعبير آقاى ... با حكومت