المعاد في ضوء الدين و العقل و العلم - المحسني، الشيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - مرحله سوم
اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً»[١]. وآيه «... لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ ..»[٢]. وروايات شجره طوبى در روضة الواعظين مجلس ٩٥ و بحار الأنوار ج ٨ ط جديد، و در رساله معاد از نظر قرآن وعلم ص ١٢٧- ١٣٢ توضيح داده شده است.
٢- درزندگى آخرت مردم يك ديگر را مثل دنيا خوا هند شناخت و حالات دنيا را به نظر خواهند آورد و دوستان و دشمنان خويش را ياد خواهند كرد رجوع شود به آيات «... يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ ...» يونس: ٤٥ «فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ ...» صافات: ٥٠- ٥٧ أيضاً «وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ...» الطور: ٢٥- ٢٧ كه در باره گفتگوى اهل بهشت و ياد آورى زندگى دنيا است. أيضاً «... يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ ...» حديد: ١٢ و ١٣ كه درخصوص گفتگوى منافقان با مؤمنان است أيضاً در سوره أعراف گفتگوى اهل بهشت با اهل جهنم ودر سوره مطففين خنديدن اهل بهشت از ديدن كفّار نقل شده است.
٣- قرآن مجيد زندگى آخرت را مخلّد و جاودانى اعلام مىكند در دنياى فعلى اصل كهولت (آنتروپى) برتمام مواد و نيروها حكم فرماست هر موجودىكه به حالت خود رها شود و امدادى بدان نرسد بطور تدريج بسوى هموارى و پيرى و سكون مىرود و اگر اين حالت در ماده نبود اصل بقا و ثبات در عالم حكومت مىكرد و ما در اين زندگى مخلّد مىشديم و از فنا اثرى نبود فرق دنيا با آخرت آن استكه در آخرت اصل كهولت از مواد برداشته خواهد شد، ذرهاى بى انتهاء نوشته آقاى مهندس بازرگانى ص ٨٥ را مطالعه كنيد.
آيات «... ذلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ» ق: ٣٤ «خالِدِينَ فِيها» وده ها آيات ديگر ناظر به اين مطلب اند و در نتيجه خستگى از يك نواخت بودن لذتها و تبديل سعادت به عادت در زندگى
[١] - الإ نسان: ٦. آية برتأثير اراده دلالت دارد.
[٢] - نحل: ٣١. آية برتأثير اراده دلالت روشنى ندارد.