المعاد في ضوء الدين و العقل و العلم - المحسني، الشيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٣ - ٦٢ - المعاد المختلف فيه فى كلام المطهرى(ره)
مىميرد، تنها روح او (كه فقط همان عقل اوست) باقى مىماند و بقيه قوا همه امور مادى و جسمانى است: خيال قوه جسمانى است، حس قوه جسمانى است، حافظه قوه جسمانى است، تمام اين قوا جسمانى است. روح انسان هم سعادت و شقاوت دارد؛ هر اندازه حقايقِ بيشتر و صحيح تر و عاليترى را درك كرده باشد و هر اندازه ملكات بيشترى كسب كرده باشد سعادت بيشترى دارد، و هر اندازه كه در جهل و مخصوصا جهل مركّب فرو رفته باشد شقاوت و رنج روحى بيشترى دارد. ولى اينها گفتهاند: اما انبياء مطالب ديگرى در باب معاد گفتهاند وآن غير از اين استكه ما مىگوييم و ما در آن مسائل فقط متعبد به قول شارع هستيم.
يك نظر ديگر، نظر محدثين ماست.[١] محدثين معتقد اند- به قول خود شان- به معاد جسمانى. البته ما هم مىگوييم معاد جسمانى، ولى آنها به شكل خاصى تعبير مىكنند. آنها معتقدند هيچ فرقى بين دنيا و آخرت نيست غير از دفعه دوم بودن؛ يعنى همين وضع زندگىاىكه شما امروز داريد مىبينيد، همين خورشيد در وضعىكه هستند، ماه در وضعى كه هست، زمين در وضعىكه هست، همين عالم مجموعا در وضعىكه هست، همين ها بار ديگر با همين نظامات و با همين خصوصيات تكرار مىشود؛ فرقش با حالا اين استكه آن دفعه دوم است و اين دفعه اول. ما يك دفعه الآن وجود داشتيم، دفعه ديگر هم بعد وجود پيدا مىكنيم. و چون اكثر قائل به روح هم بودهاند، گفتهاند چون روح انسان در وقت مردن از بدن جدا مىشود و از طرف ديگر ما داريم كه مردهها از قبرها زنده مىشوند، پس لابد معنايش اين استكه روحها به اين بدنها عود مىكنند. قرآن اين طور بيان مىكند: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» يس: ٦٥
[١] - مىشود اين نظريه را به همه و يا اكثر متكلمين هم نسبت داد ولى در نسبت دادن تمام آنچه كه مطهرى فرموده بايد گفت و الله العالم زيرا آيات قرآن، آن مشابهت را رد مىكند و متكلمين آيات قرآن را قبول دارند. دقّت كنيد.