شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٣ - معناى لغوى و اصطلاحى
كردن است، چنان كه به روشن ساختن كلام براى مخاطب به گونهاى كه هيچ خطايى در آن نباشد نيز اعراب گفته شده است. در اصطلاح نحويان نيز براى آن، تعاريفى گوناگون بيان شده است؛[١] اما امروزه معمولًا مقصود از اعراب، چنين بيان مىشود:
«تعيين نقش و جايگاه نحوى كلمه در جمله و تعيين نقش نحوى جمله در واحدى بزرگتر».[٢]
اعراب، گاه در مقابل «بِناء» به كار مىرود و كلمهاى را كه اعراب ظاهرى يا مقدّر مىگيرد، «مُعْرَب» و در مقابل، كلمهاى را كه در وضعيتهاى گوناگون نحوى تغيير نمىكند، «مَبنىّ» مىخوانند.[٣] امروزه در زبان فارسى، اعراب (به معناى بيان نقش دستورى كلمه در جمله) را «تركيب» گويند، در برابرِ «تجزيه» (كه به معناى تحليل حالت صرفى و اشتقاقى كلمه بدون توجه به نقش آن در جمله است).[٤]
در برخى از احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله يا سخنان صحابه، به معناى لغوى اعراب، اشاره شده است.[٥] در روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است: «أَعْرِبُوا القرآنَ وَ الْتَمِسُوا غَرائِبَهُ»[٦] كه به ظاهر مراد از «اعراب قرآن» در آن، تلفظ صحيح و واضح الفاظ ا[٧] ست؛ اما سيوطى اعراب را در اين حديث به معناى فهم معناى واژگان قرآن دانسته است.[٨] در حديثى ديگر، آمده است:
فَإِنَّه مَنْ قَرَءَ القُرْآنَ فَأَعْرَبَهُ فَلَهُ بِكلّ حرفٍ عَشْرُ حسناتٍ و كفّارَةُ عشْرِ سيئاتٍ و
[١]. المفصل: ج ١ ص ٢٦.
[٢]. ر. ك: دائرة المعارف تشيع: ج ٢ ص ٢٦٩.
[٣]. موسوعة النحو: ص ١٠٩ و ٢٠٤.
[٤]. لغت نامه: ج ٤ ص ٥٦٤٠ مدخل« تجزيه».
[٥]. المستدرك على الصحيحين: ج ٢ ص ٤٣٩؛ مجمع الزوائد: ج ٧ ص ١٦٣، الإتقان فى علوم القرآن: ج ١ ص ٢٤٤.
[٦]. ر. ك: ص ٣٠٨ ح ١٢٣٩.
[٧]. تفسير القرطبى: ج ١ ص ١٩.
[٨]. الإتقان فى علوم القرآن: ج ١ ص ٢٤٤ و ٣٨٢.