شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣ - ٦/ ٢ انواع قاريان
دومى با آن، به مراتب، بيشتر از كسى كه بر تختى آواز سر مىدهد، تفاخر مىكند[١] و مىگويد: به خدا سوگند كه هرگز اشتباهى نمىخوانم و در حرفى از آن فرو نمىمانم- كه اين گروه، بدترينهاى امّتم هستند-، و سومى قرآن را حمل مىكند و درونش را به آن شادمان مىسازد، و قرآن را به خورد قلبش مىدهد، و قلبش را محراب مىسازد. [مردمان] از او در آسايش اند و نَفْسش، از او در رنج است. اينان در امّت من، از كبريت احمر هم كميابترند.
١٤٠٨. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: منافق هر گاه قرآن را قرائت مىكند، الف و واو و ميمى را هم جا نمىاندازد.
او قرآن را با زبانش چنان مىبلعد كه مادّه گاو، علفها را با زبانش به دهانش مىكشد.
١٤٠٩. امام على عليه السلام: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هر آينه، قرآن در دل برخى از مردمان، فرسوده مىگردد و تَهافت مىشود، چنان كه جامههاى آنان تهافت مىشود».
گفتند: اى پيامبر خدا! تَهافت چيست؟
فرمود: «فرو افتادن. نه از آن، لذّتى احساس مىكنند و نه حلاوتى. اگر آنچه را بِدان فرمان داده شدهاند، فرو بگذارند، مىگويند:" خدا آمرزنده و مهربان است" و اگر آنچه را از آن نهى شدهاند، مرتكب شوند، مىگويند:" تا زمانى كه شرك نورزيم، خدا ما را مىآمرزد".
كارشان بر پايه طمع است و بيم [از خدا] در وجودشان نيست. گرگدلانى هستند در پوست ميش و در ميان آنان، بهترينشان كسى است كه فريبكارتر باشد».
١٤١٠. سنن الدارمى- به نقل از اياس بن عامر-: على بن ابى طالب عليه السلام دستم را گرفت و فرمود: «تو اگر زنده ماندى، خواهى ديد كه قرآنخوانان، سه دسته اند: دستهاى براى خدا مىخوانند، دستهاى براى ستيزه كردن، و دستهاى براى دنيا، و هر كس [هر چه را] با آن بجويد، مىيابد».
١٤١١. امام باقر: قاريان قرآن، سه دستهاند: يكى مردى كه قرآن مىخواند و آن را سرمايه [كسب] خود مىسازد و به وسيله آن، پادشاهان را مىدوشد و بر مردم، بزرگى مىفروشد.
دوم، مردى كه قرآن مىخواند و حروف [و كلمات] آن را نگه مىدارد؛ امّا معانى [و تعاليم] آن را وا مىگذارد و آن را مانند تير قرعه، صيقل مىدهد. خدا اين گروه از قاريان قرآن را افزون نكند!
[١]. در متن عربى حديث در نسخه منتخب كنز العمّال به جاى« من مزامير»،« من أمير» آمده كه اين گونه، معنامىدهد:« بيشتر از اميرى كه بر تخت است، تفاخر مىكند».