شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩ - اهميت اعراب در فهم قرآن
علم اعراب را نخستين دانش از ميان پنج علم مؤثّر در فهم قرآن مىشمارد.[١]
به رغم تأكيد مفسران بر نقش و تأثير اعراب در فهم و تفسير قرآن، ابن هشام در باب پنجم مغنى و در پى او زركشى و سيوطى، با ذكر شواهدى متعدد، اعراب را فرع بر فهم معنا دانسته و معتقدند مُعْرِب ابتدا بايد به فهم صحيحى از آيات دست يابد.
سپس بر طبق معنا اعراب آيه را بيان كند.[٢] اين ديدگاه به طور مشخص مىتواند از يك سو راه تأثير روايات، و از ديگر سو تأثير باورهاى پيشين و پيشفرضهاى ذهنى مفسر را بر اعراب آيات و بيان نقش كلمات در هر آيه باز كند. با اين حال به نظر مىرسد نقطه اعتدال، جمع ميان اين دو ديدگاه است؛ زيرا از يك سو هر يك از اين دو ديدگاه به نحو جزئى- و نه كلى- صحيح است؛ يعنى در حالى كه در موارد بسيارى فهم صحيح آيه بر نوع اعراب آن مبتنى است، موارد فراوانى نيز يافت مىشوند كه اعراب، مبتنى بر دريافت معنا و فرع آن است و اين به سبب ويژگى زبان عربى بويژه زبان قرآن و نظم دقيق و حساب شده آن است كه در بسيارى موارد به آيات، قابليت وجوه نحوى و اعرابى گوناگون مىدهد و بر پايه هر تركيب و تحليل، معنايى متناسب برداشت مىشود. اين ويژگى آيات قرآن (قابليت براى تركيبهاى گوناگون)، از دشوارىهاى پيش روى مفسران در فهم قرآن است كه حلّ آن، راهكارهاى جدى مىطلبد. آنچه تاكنون از قواعد نحوى و اعرابى براى حل اين دشوارى پيشنهاد شده به دليل استثناها و تخصيصهايش نتوانسته اين مشكل را از ميان بردارد و همين مسئله از عوامل اختلاف ديدگاههاى فقهى و كلامى ميان فرقاسلامى و فقها و افزون بر اين، گاه وسيلهاى براى متهم ساختن فرقههاى اسلام به
[١]. الدر المصون: ج ١ ص ٤٥.
[٢]. مغنى اللبيب: ج ٢ ص ٦٨٤- ٧٠٦؛ البرهان فى علوم القرآن: ج ١ ص ٤١٠؛ الإتقان فى علوم القرآن: ج ١ ص ٣٨٢.