شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩ - ١/ ١ تشويق به خواندن قرآن
١١٢٧. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: برترين اعمال، نماز است و سپس خواندن قرآن در غير نماز.
١١٢٨. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: حكايت قرآن، حكايت كيسهاى است كه آن را پر از مُشك كنى و سرش را ببندى. اگر سرش را باز كنى، بوى مشك پراكنده مىشود و اگر سربسته رهايش كنى، در دلش مشك است. قرآن نيز اين گونه است، آن گاه كه آن را بخوانى يا در سينهات باشد.
١١٢٩. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خدا به شما فرمان مىدهد كه قرآن را بخوانيد. حكايت آن، حكايت مردمى است كه در دژ خويش اند و دشمنشان به سوى آنها حركت كرده و آنها نيز در هر گوشهاى از دژ، گروهى را آماده كردهاند. پس، از هر سو كه دشمن به آنان حمله كند، كسانى هستند كه ايشان را از دژ دفع مىكنند. اين است حكايت كسى كه قرآن مىخواند. او همواره در استوارترين دژ- يا در دژى استوار- قرار دارد.
١١٣٠. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قرآن بخوانيد و در آن، زيادهروى نكنيد،[١] و از آن، دورى ننماييد، و آن را ابزار ارتزاق، و وسيله فزونخواهى قرار ندهيد.
١١٣١. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بر تو باد تلاوت قرآن و بسيارىِ ياد خدا؛ زيرا آن براى تو در آسمان، نام است و در زمين، نور.
[١]. جمله« در آن، زيادهروى نكنيد»، ظاهراً نهى از زيادهروى در قرائت قرآن يا در معانى آن است و حدّ اينزيادهروى- آن گونه كه در احاديث آمده- اين است كه قرآن، در كمتر از سه روز، ختم شود، يا مراد، اين است كه آن را سريع بخواند، به طورى كه فرصت انديشيدن در آن را نداشته باشد. اين، در صورتى است كه لفظ حديث- چنان كه در نسخههاى ما هست-،« لا تغلوا فيه» باشد؛ امّا اگر لفظ آن- چنان كه ما احتمال مىدهيم-« لا تلغوا» باشد، نهى از گفتن سخنان لغو يا انجام دادن كارهاى بيهوده در حين قرائت است، و البتّه اينها هر دو، از آداب تلاوت اند.