شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٩ - ١/ ٤ آموختن قرآن به فرزند
آن را هيچ بينندهاى نديده است و هيچ شنوندهاى، [آوازهاش را] نشنيده است و هيچ انديشندهاى، فكرش را هم نكرده است».
پس گفته مىشود: «اين، به پاداش آن است كه به فرزندتان قرآن آموختيد و او را در دين اسلام، بينا و دانا گردانيديد ...».
٩٣٥. المعجم الكبير- به نقل از ابو امامه-: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ما را به آموزش دادن قرآن، فرمان داد و به اين كار، تشويق كرد و فرمود: «در روز قيامت، قرآن، نزد صاحب خود- كه بيشترين نياز را در آن روز دارد-، مىآيد و به فرد مسلمان مىگويد: «آيا مرا مىشناسى؟».
او مىگويد: تو كيستى؟
قرآن مىگويد: «من، همان كسى هستم كه دوستش مىداشتى و خوش نداشتى كه از تو جدا شود؛ همان كه تو را به سوى خود مىكِشيد و به خويش، نزديكت مىكرد».
مسلمان مىگويد: نكند تو قرآنى؟!
پس قرآن، او را به پيشگاه پروردگارش مىبَرَد و [فرمان] پادشاهى به دست راستش و [فرمانِ] جاودانگى به دست چپش داده مىشود و بر سرش، آرامش نهاده مىشود، و به پدر و مادر او نيز دو جامه پوشانده مىشود كه ارزش آن دو، با چند برابر دنيا هم برابرى نمىكند. آن دو مىگويند: به چه سبب، اين جامهها بر ما پوشانده شده، در حالى كه اعمال ما، سزاوار چنين پاداشى نيست؟
خداوند فرمايد: «اين، به سبب قرآنى است كه فرزندتان [از شما] آموخت».
٩٣٦. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر كس به فرزندش قرآن بياموزد، [در روز قيامت] پدر و مادرش را صدا مىزنند و دو جامه بر آنان مىپوشانند كه از نور آنها، چهرههاى بهشتيان، روشن مىشود.
٩٣٧. مجمع البيان- به نقل از رجاء بن حياة-: روزى من و پدرم، نزد مُعاذ بن جبل بوديم. مُعاذ [به پدرم] گفت: اين كيست، اى حياة؟
گفت: اين، پسرم رجاء است.
مُعاذ گفت: آيا قرآن به او آموختهاى؟
پدرم گفت: نه.
مُعاذ گفت: پس به او قرآن بياموز؛ زيرا از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد: «هيچ مردى نيست كه قرآن را به فرزندش بياموزد، مگر آن كه در روز قيامت، تاج پادشاهى بر سرِ پدر و مادر آن فرزند مىنهند و دو جامهاى كه مردم مانندش را نديدهاند، به آنها مىپوشانند».
سپس دستش را بر شانه من زد و گفت: فرزندم! اگر توانستى كه در روز قيامت، چنين جامههايى را بر پدر و مادرت بپوشانى، اين كار را بكن.