شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧ - ١/ ٤ آموختن قرآن به فرزند
فرمود: «آرى. حقّ فرزند بر پدر، اين است كه قرآن را به او آموزش دهد».
٩٣٣. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: قرآن را بياموزيد؛ زيرا در روز قيامت، به صورت جوانى زيبا و رنگپريده،[١] نزد صاحب خود مىآيد و به او مىگويد: «منم آن كسى كه موجب شدم شبهايت را به عبادت، سپرى كنى و روزهاى داغ را روزه بگيرى و آب دهانت، خشك شود و اشكهايت جارى گردد. اكنون تا هر كجا كه بروى، من با تو همراه خواهم بود، و هر تاجرى، [امروز] به دنبالِ [سودِ] تجارت خويش است [كه در دنيا، براى آخرت انجام داده است] و من، امروز، از آنِ تو هستم و اين، بالاتر از [سود] تجارت هر تاجرى است، و به زودى، كرامتى از جانب خداوند عز و جل به تو مىرسد. پس شادمان باش».
در اين هنگام، تاجى مىآورند و بر سر او مىنهند و اماننامهاى [از آتش دوزخ] به دست راستش و [فرمانِ] جاودانگى در بهشت را به دست چپش مىدهند و دو خلعت بر او مىپوشانند. سپس به او گفته مىشود: « [قرآن] بخوان و [بر درجات بهشت] بالا برو».
پس هر آيهاى را كه مىخوانَد، يك درجه بالا مىرود. بر پدر و مادر او نيز- اگر مؤمن بودهاند-، دو جامه مىپوشانند و به آنها گفته مىشود: «اين، پاداش شما براى آموختن قرآن به اوست».
٩٣٤. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: در روز قيامت، قرآن، مرد رنگْ پريدهاى را مىآورد و به پروردگارش عز و جل مىگويد: «پروردگارا! من موجب شدم كه اين مرد، روزهايش را به تشنگى (روزه) و شبهايش را به بيدارى بگذراند و اميدش را به رحمتِ تو، تقويت كردم و آرزويش را به آمرزشَت، وسعت بخشيدم. پس با او چنان رفتار كن كه من و او به تو، گمان داشتيم.
خداوند متعال مىفرمايد: « [فرمانِ] پادشاهى را به دست راستش و [فرمانِ] جاودانگى را به دست چپش بدهيد و او را در كنار همسران سيهچشمش قرار دهيد و بر پدر و مادرش نيز چنان خلعتى بپوشانيد كه دنيا و هر چه در آن بوده، با ارزش آن، برابرى نكند».
پس خلايق، به پدر و مادر او مىنگرند و به آن دو، احترام مىگذارند. آن دو به خويش مىنگرند و از آن خلعت، به شگفت مىآيند و مىگويند: پروردگارا! اين، از چه رو به ما داده شده است، در حالى كه اعمال ما، سزامندِ چنين خلعتى نبوده است؟
خداوند متعال مىفرمايد: «علاوه بر آن، تاج كرامت نيز بر سر شما مىنهم كه مانند
[١]. واژه« شاحب اللَّون»- كه در متن عربى حديث آمده- شايد به معناى رنگ روشن و شفّاف باشد، اگرچهدر كتب لغت، به اين معنا نيامده است.