دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - وفات
عثمان، وارد شدم تا سلامى بدهم. ديدم كه چوب ساجى پيش روى اوست و [همچون] نقّاشى بر روى آن، چيزهايى را نقش مىكرد و آياتى از قرآن و نام امامان را بر كنارههاى آن مىنگاشت. به او گفتم: سَرور من! اين چوب ساج چيست؟ گفت: اين براى قبرم است تا مرا بر آن بگذارند- يا گفت: به آن تكيه مىدهم- و كار آن را تمام كردهام.[١] هر روز به داخل قبر مىروم و يك جزء قرآن مىخوانم و بالا مىآيم.
ابو على قمى گفت: گمان مىكنم كه [ابو الحسن دلّال قمى] گفت: ابو جعفر، دست مرا گرفت و قبر را به من نشان داد و گفت: در فلان روز، از فلان ماهِ سال فلان، به سوى خدا مىروم و در اين قبر دفن مىشوم و اين چوب ساج با من خواهد بود.
هنگامى كه از نزد او بيرون آمدم، آنچه را گفته بود، يادداشت كردم و همواره مترصّد بودم كه چه مىشود. چندى نگذشت تا اين كه ابو جعفر بيمار شد و در همان سال و ماه و روزى كه ذكر كرده بود، در گذشت و در همان قبر به خاك سپرده شد.
[ابو نصر هبة اللَّه مىگويد:] اين سخن را از غير از ابو على قمى نيز شنيدهام و امّ كلثوم، دختر ابو جعفر عَمرى- كه خداى متعال، از هر دو، خشنود باشد- نيز برايم گفته است.[٢]
٦٢٧. الغيبة، طوسى: ابو نصر هبة اللَّه گفت: در نوشتهاى به خطّ ابو غالب زرارى[٣]- كه خدا او را رحمت كند و بيامرزد- ديدم كه ابو جعفر محمّد بن عثمان عَمرى، در آخر جمادى الاولى در سال ٣٠٥ در گذشته است، و ابو نصر هبة اللَّه بن محمّد بن احمد، خود مىگفت كه ابو جعفر عَمرى، در سال ٣٠٤ در گذشته و او حدود پنجاه سال، نيابت امام را به عهده داشته است و مردم، اموالى را كه بايد به امام مىرساندند، به او مىسپردند و وى توقيعات را به همان دستخطّ روزگار حيات امام حسن [عسكرى] عليه السلام به شيعيان مىرساند؛ توقيعاتى كه
[١]. ترجمه، مطابق با نسخههاى ديگر از كتاب الغيبةى طوسى است كه همگى« فرغت منه» دارند.( م)
[٢]. الغيبة، طوسى: ص ٣٦٤ ح ٣٣٢، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٥١.
[٣]. ابو غالب احمد بن محمّد بن سليمان زرارى كوفى( ٢٨٥- ٣٦٨ ق): ثقه، جليل القدر و پُرروايت بود. در نظرشيعيان، عظمت، و در نظر محدّثان، وجاهت علمى داشت و مورد اعتماد آنها بود. در بغداد، سكونت داشت و به محضر امام مهدى عليه السلام تشرّف يافت و توقيعى در مدح او از ناحيه آن امام، صادر شد. شيخ طوسى مىگويد:« شيخ اصحاب ما در عصر خود، و استاد و مورد اعتمادشان بوده است». تأليفات او را در كتاب الفهرست نام برده است( ر. ك: رجال النجاشى: ص ٢٢٠ ش ١٩٩، رجال الطوسى: ص ٤١٠ ش ٥٩٥٣، شرح تكملة رسالة أبى غالب الزرارى: ص ١١٢- ١١٥، الفهرست، طوسى: ص ٧٧ ش ٩٤).