دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧ - ٣ شيعيان و عباسيان
شد خليفه (معتمد) بار ديگر به جستجو براى يافتن فرزند امام و بازرسى مجدّد خانه ايشان دستور دهد كه اين بار نيز براى او نتيجهاى نداشت.[١]
به دنبال اين وقايع و در جهت رعايت تقيّه، عثمان بن سعيد عمرى (نايب نخستين امام دوازدهم) شهر سامرّا را به مقصد بغداد ترك كرد و از اين پس، نايبان امام عليه السلام در اين شهر به فعّاليت خود ادامه دادند؛ زيرا هم از دربار خلافت- كه تا اواخر خلافت معتمد در سامرّا بود- دور بودند و هم در شهر بزرگى مانند بغداد كمتر مورد توجّه قرار مىگرفتند.
از اين پس تا پايان حكومت معتمد، با توجّه به تلاشهاى نايبان و وكيلان امام و نيز به سبب گرفتارىهاى داخلى حكومت عبّاسى، مشكلات شيعيان كمتر بود. با اين حال، در توقيعات امام عليه السلام و سخنان نايبان، ايشان بر اصل تقيّه و حتّى پرهيز از بردن نام امام در محافل عمومى تأكيد مىشد.[٢]
با آغاز خلافت معتضد (٢٧٩- ٢٨٩ ق)، وضعيت شيعيان دگرگون و دشوارتر شد. او مردىخشن و بىرحم بود و دوره حكومتش را دوره سركوب و تعقيب شيعيان دانستهاند و به تعبير شيخ طوسى، از شمشير او خون مىچكيد.[٣] عاملان عبّاسى، شيعيان را تحت نظر داشتند و محلّات و محافل آنها را به دقّت بازرسى مىكردند. در سال ٢٨٢ هجرى به دستور خليفه (معتضد)، مراقبت هاى شديدى بر شيعيان كوفه اعمال شد؛ زيرا خبر رسيده بود كه علويان طبرستان، كمكهاى مالى براى شيعيان و علويان كوفه ارسال كردهاند.[٤] همچنين جاسوسان حكومتى، با آگاهى از برنامه قيام علويان در كوفه، رهبر آنان را دستگير كرده، پس از شكنجه
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٢٤٨.
[٢]. كمال الدين: ص ٤٨٢.
[٣]. الغيبة، طوسى: ص ٢٩٦.
[٤]. مروج الذهب: ج ٤ ص ٢٦٦.