دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - ٦/ ١ ويژگىهاى پيامبرانه
امّا غيبت عيسى عليه السلام، يهود و نصارا اتّفاق كردند كه او كشته شده است؛ امّا خداى متعال، با اين سخن خود، آنان را تكذيب فرمود: «آنان او را نكشتند و به صليب نكشيدند؛ ليكن امر بر آنان مشتبه شد». غيبت قائم نيز چنين است؛ زيرا اين امّت به واسطه طولانى شدن مدّتش آن را انكار مىكند. پس گويندهاى به هذيان مىگويد كه: او متولّد نشده است، و گويندهاى ديگر مىگويد: او مرده است، و گويندهاى ديگر، اين كلام كفرآميز را مىگويد كه: يازدهمين ما امامان عقيم بوده است، و گويندهاى ديگر با اين كلام، از دين خارج مىشود كه: تعداد امامان، به سيزده و يا بيشتر رسيده است، و گويندهاى ديگر به نافرمانى خداى متعال پرداخته، مىگويد:
روح قائم در جسد ديگرى سخن مىگويد.
امّا تأخير كردن نوح عليه السلام، چنين است كه چون از خداوند براى قومِ خود طلب عقوبت كرد، خداى متعال، روح الأمين عليه السلام را با هفت هسته خرما به نزد وى فرستاد و به او گفت: اى پيامبر خدا! خداى متعال به تو مىگويد:" اينها خلايق و بندگان من هستند و آنها را با صاعقهاى از صاعقههاى خود نابود نمىكنم، مگر پس از تأكيد بر دعوت و الزام ساختنِ حُجّت. پس بار ديگر در دعوت قومت تلاش كن كه من به تو ثواب خواهم داد. اين هستهها را بكار و فَرَج و خلاص تو آن گاه است كه آنها برويند و بزرگ شوند و ميوه به بار آورند و اين مژده را به مؤمنان پيرو خود بده"».
چون پس از زمانى طولانى درختها روييدند و پوست گرفتند و داراى ساقه و شاخه شدند و ميوه دادند و به بار نشستند، از خداى متعال درخواست كرد كه وعده را عملى سازد؛ امّا خداى متعال، فرمان داد كه هسته اين درختها را بكارد و دوباره صبر و تلاش نمايد و حجّت را بر قومش تأكيد كند. او نيز آن را به طايفههايى كه به او ايمان آورده بودند، گزارش كرد و سيصد تن از آنان از دين بر گشتند و گفتند: اگر آنچه نوح ادّعا كرده بود، حق بود، در وعده پروردگارش خُلفى واقع نمىشد.