دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١ - ٦/ ١ ويژگىهاى پيامبرانه
سپس خداى متعال، هر بار دستور مىداد كه هستهها را بكارد و نوح نيز هفت مرتبه آنها را كاشت و هر مرتبه طايفههايى از مؤمنان از دين بر مىگشتند، تا آن كه هفتاد و چند نفر بيشتر باقى نماندند. آن گاه خداى متعال، وحى فرمود كه:" اى نوح! هماكنون صبح روشن از پس شب تار دميد و حقّ محض و صافى شده، از ناخالص و كدر آن جدا شد؛ زيرا بدطينتان از دين بيرون رفتند. اگر من كفّار را نابود مىكردم و اين طايفههاى از دين بيرون شده را باقى مىگذاشتم، به وعده خود در باره مؤمنانى كه در توحيد، بااخلاص و به رشته نبوّت تو متمسّك بودند، وفا نكرده بودم؛ زيرا من وعده كرده بودم كه آنان را جانشين زمين كنم و دينشان را استوار سازم و ترسشان را به امن بدل نمايم تا با رفتن شك از دل آنان عبادت من خالص شود.
و چگونه اين جانشينى و استوارى و تبديل ترس به امن ممكن بود، در حالى كه ضعفِ يقينِ از دين بيرون شدگان و خبث طينت و سوء سريرت آنها- كه از نتايج نفاق است-/ و گمراه شدنِ آنها را مىدانستم، و اگر رايحه سلطنت مؤمنان را آن هنگام كه ايشان را جانشين زمين مىنمايم و بر تختِ سلطنت مىنشانم و دشمنانشان را نابود مىسازم، استشمام مىكردند، باطن نفاقشان را مستحكم و دشمنى با برادرانشان را آشكار مىكردند و در طلب رياست و فرماندهى، با آنها مىجنگيدند و با وجود فتنهانگيزى و جنگ و نزاع بين ايشان، چگونه تمكين و استوارى در دين و اعلاى امرِ مؤمنان ممكن خواهد بود؟! خير؛ چنين نيست « [اكنون] در حضور ما و طبق وحى ما، كشتى بساز»"».
امام صادق عليه السلام فرمود: «قائم عليه السلام نيز چنين است؛ زيرا ايّام غيبت او طولانى مىشود تا حقّ محض و ايمانِ صافى شده، از كدر آن مشخّص شود و هر كس از شيعيان كه طينت ناپاك دارد، از دين بيرون رود؛ كسانى كه ممكن است آن گاه كه استخلاف و تمكين و امنيّت منتشر شده در عهد قائم عليه السلام را احساس كنند، نفاق ورزند ....
امّا عبد صالح- يعنى خضر-، خداى متعال، عمر او را طولانى ساخته است؛ ولى نه به