تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٧٦ - ١ ابن أبى جمهور أحسائى
حكومت صفوى در جذب نخبگان همت داشت، نه دانشآموختگان معمولى و متوسط؛ در نتيجه افراد مهاجر به طور معمول از اشخاص ويژه محسوب مىشدند.[١]
حديثنگاران مشهور قرن نهم
با وجود دعوت حاكمان صفوى و مهاجرت عالمان شيعى و رونق گرفتن حوزههاى فقه و حديث شيعه در ايران ميراث ماندگار حديثى در قرن نهم، حاصل تلاش عالمانى چون شهيد ثانى است. با آنكه عالمان شيعىمذهب از نقاط مختلف به ايران آمده بودند، مشهورترين محدثان و ماندگارترين نگارشها مربوط به حوزه ايران، جبلعامل و عراق است. ابن أبىجمهور أَحسائى، زينالدين بن على جبعى عاملى، مشهور به شهيد ثانى، حسن بن زينالدين عاملى، پسر شهيد ثانى و حسين بن عبدالصمد حارثى، پدر شيخ بهايى از عالمان حديث و نگارندگان متون حديث و علوم حديث در اين دوره هستند.
اكنون به معرفى اين عالمان و آثار ايشان مىپردازيم.
١. ابن أبىجمهور أَحسائى
نام او محمد بن زينالدين و متولد منطقه احساء (در شرق كشور عربستان) است. او در احساء و عراق و حجاز دانش آموخته است. اساتيد و شاگردان، به استثناى محقق كركى، او چندان شهره نيستند. او را عارف، متكلم، فقيه و محدث دانستهاند. بر احسائى به سبب گرايش به تصوف و كوتاهى در نقل حديث، خرده گرفتهاند.
آثار حديثى او نسبتاً فراوان است، ولى شهرت او به سبب نگارش كتاب عوالى اللئالى است كه مهمترين كتاب او شمرده مىشود.[٢]
[١]. شخصيت استثنا در اين مجموعه، شهيد ثانى( م ٩٦٦ ه) است. او با وجود تبحّر در علوم مختلف، به ويژه فقه و حديث و درايه، در منطقه شام ماند و به تبليغ مبانى شيعى ادامه داد و در نهايت به شهادت رسيد. پيشگامى او در برخى از عرصههاى علوم پيرامونى حديث روشن است. علت ماندگارى او در سرزمين اجدادى و نيامدن به ايران محتاج دقت و تأمل بيشتر است. فرزند او نيز به عراق رفت، ولى در ايران حضور نداشت.
[٢]. براى آگاهى بيشتر رجوع شود به: دائرة المعارف بزرگ اسلامى، مدخل ابن أبىجمهور؛ تاريخ حديث شيعه در قرن ٨، ٩ و ١٠، ص ٥٠.