تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٠٨ - ملاصالح مازندرانى(م ١٠٨٦ ه)
الفقيه از ابداعات او به شمار مىرود. علاوه بر اين، او خطبه امام على عليه السلام در اوصاف متقين را نيز به زبان فارسى شرح كرده است.
تمايل به اخباريان در آثار مجلسى اول مشهود است.[١]
درباره تمايل ايشان به عرفان و تصوف و گرايش به كشف و شهود و ارتباط با برخى از چهرههاى صوفى شيعى معاصر نيز گفتارهايى نقل شده است، اما علامه محمدباقر مجلسى، كه تفكر ضد صوفىگرى دارد، درصدد نفى اين انتساب برآمده و نوشته است:
وَإيّاكّ أن تَظُنَّ بِالوالدِ أنّه مِنَ الصُّوفيّة وإنّما كانَ يُظهِرُ أنّه مِنهم لِأجلِ التَّوصُّلِ إلَى رَدِّهِم عَن اعتِقاداتِهم الباطِلَة[٢].
و برحذر باش از اينكه والد ما را از صوفيه بپندارى، زيرا او خود را از آنها نشان مىداد تا بتواند آنان را از عقايد باطلشان بازگرداند.
ملاصالح مازندرانى (م ١٠٨٦ ه)
حسامالدين محمدصالح بن احمد مازندرانى، داماد علامه محمدتقى مجلسى و شاگرد اوست. او در ابتداى تحصيل در اصفهان در نهايت فقر و عسرت زندگى مىكرد. تحصيلات او در علوم عقلى و نقلى در اصفهان و نزد عالمان مشهور آن ديار بوده است.
آگاهى ما از زندگانى او چندان گسترده نيست. چيزى كه باعث شهرت يافتن او شده است، شرح او بر اصول و روضه كافى است. علامه شعرانى درباره او مىنويسد: «مَولَى العَظيم العارف الحكيم المحقّق الجامع للفضائلِ العمليه والفنون العقلية والشّرعية.» شعرانى همچنين شرح او را شرحى پرفايده، خوشعبارت و خالى از تكلف خوانده است.[٣]
او در علوم عقلى از حكمت متعاليه بهره مىجست و مانند ملا محسن فيض كاشانى به اخباريان تمايل داشت.
[١]. در بحث مربوط به اخباريگرى در اينباره سخن خواهيم گفت.
[٢]. لؤلؤة البحرين، ص ٦٠.
[٣]. شرح ملا صالح مازندرانى، ج ١، ص ٧.