تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٠٧ - مركزيت علمى
آنچه تاكنون گفته شد، تصويرى از حوزه حديثى بغداد، در فاصله سالهاى ١٦٠ تا ٣٥٠ هجرى بود. اكنون به بررسى مدرسه حديثى بغداد و بنيانگذار نابغه آن، مرحوم شيخ مفيد (رحمة الله عليه)، مىپردازيم.
مركزيت علمى
بغداد در درازناى تاريخ، دورههاى گوناگون و پرتلاطمى را پشت سر گذاشته است. در سدههاى چهارم و پنجم، شهر بغداد گونههاى مختلف علمى و ارائه نظريههاى متفاوت را در شاخههاى گوناگون علوم تجربه كرد.
در اين دوران، اديبان، شاعران، فيلسوفان، فقيهان، منجمان، اهل كلام، مفسران و ديگران در بغداد حضور داشتند و به تربيت دانشپژوهان و مباحثه با يكديگر مشغول بودند.
در ميان همه نحلههاى فكرى، محدثان جايگاه ويژهاى داشتند. خطيب بغدادى، نام بيش از پنج هزار نفر از محدثان سنى را كه در اين سالها در بغداد سكونت داشته يا به اين شهر سفر كردهاند، در كتاب خويش ذكر كرده است.[١]
از ديگر نشانههاى رواج تفكر حديثى در بغداد، عزيمت محدثانى بزرگ چون ثقة الاسلام كلينى و ابنقولويه يا مسافرت شيخ صدوق بدان شهر براى نقل حديث است.
تفكر معتزله در بغداد، جايگاه ويژهاى داشت. معتزله بغداد، مبانى و نظريههاى خاصى داشتند كه آنان را از ديگر متفكران معتزله، از جمله معتزله بصره، متمايز مىساخت. رواج تفكر اعتزال در اين سرزمين، سبب پيدايش تفكر عقلگرايانه و مواجهه و مباحثه دانشمندان شد.[٢]
شمارى از ملحدين و غيرمسلمانان نيز در بغداد حضور داشتند و به ترويج عقيده خويش مىپرداختند. حتى برخى از اين افراد با دانشمندان مسلمان و شيعه، دوستى عميق و رابطهاى صميمانه داشتند. ابراز علاقه ابوالعلاء مَعَرِّى به سيد مرتضى و سيد رضى و دوستى متقابل اين دو دانشمند شيعى با او، نشاندهنده فضاى علمى باز بغداد است.[٣]
[١]. ر. ك: عبدالقادر عطا، مقدمه تاريخ بغداد، ج ١، ص ٢٢.
[٢]. ر. ك: رسول جعفريان، مناسبات فرهنگى معتزله و شيعه، ص ٢٩.
[٣]. الغدير، ج ٤، ص ٢٧٢.