تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٥٢ - تحولات سياسى
او، آسيبهاى جدى بر كشور ايران و مردمان آن وارد آمد. شكست او از محمود افغان و سلطه برخى از جنگجويان افغان بر ايران (١١٤٨- ١١٣٤ ه) خرابى فراوانى را به بار آورد و حتى برخى از قسمتهاى ايران در زمان او به تصرف بيگانگان درآمد. نادر شاه (١١٦٠- ١١٤٨ ه) با جنگاورى و تلاش خود توانست وحدت جغرافيايى ايران را سامان دهد و از گسترش تعرضات بيگانگان به آن جلوگيرى كند.
او اگرچه سربازى شجاع و فرماندهى مقتدر بود، ولى بىرحمى و شقاوت فراوان او در كنار ادعاى اصلاحطلبى مذهبى وى، ضربههاى فراوانى به فرهنگ شيعى، مردم ايران و اطرافيان او وارد كرد. او مذهب شيعه را از رسميت انداخت و آن را پس از مذاهب چهارگانه سنى قرار داد. نادرشاه بر عالمان شيعه بسيار سخت گرفت و بسيارى از آنان را به قتل رسانيد.[١] او به گمان اصلاحطلبى، معاهدهاى را با عنوان وثيقه نجف در رمضان سال ١١٥٦ با حضور عالمان شيعى و نماينده دولت عثمانى نگاشت كه در ظاهر به تأييد و امضاى آنان رسيد. در اين وثيقه برخى از ناراستىهاى فرقهاى ذكر و در نهايت به وحدت مذهبى اشاره شده بود. سختگيريهاى او نسبت به نزديكان خويش و همچنين جنايتهاى او در لشكركشى به هند و غارت اموال ايشان، تصوير نازيبايى از فرهنگ ايران در اذهان عمومى ايجاد كرد.
عالمان شيعى در دوران او مصون نبودند و بايد با اجبار به خواستههاى حكومت تن مىدادند. دوران كوتاه سلطنت نادر در سال ١١٦٠ هجرى به پايان رسيد و از آنجا كه وى تمامى افراد شاخص، مدير و مدبر اطراف را پس از اندكى اغتشاش به قتل رسانده بود، لذا سلسله نادرى نيز با قتل او به دست اطرافيانش به پايان آمد.
زنديه در فاصله سالهاى ١١٦٣ تا ١١٩٣ به قدرت رسيدند و بر مناطقى از ايران حكم راندند. اما پس از آن، دوران اغتشاش و هرج و مرج دوباره شروع شد. قاجاريه در سال ١٢٠٩ هجرى قدرت را به دست گرفتند و حكومتى واحد بر ايران برقرار كردند. آنان نيز در سالهاى طولانى سرگرم جنگ و برخوردهاى مرزى، به ويژه با روسيه، شدند. طبيعى است كه در دورانى اين چنين و با اوضاع سياسى و اجتماعى نابسامان، انتظار پديد آمدن آثار گرانبها و ماندگار فرهنگى، چندان روا نيست.
[١]. ر. ك: تاريخ تشيع در ايران، ج ٢، ص ٨٤٥- ٨٤١.