تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١١٣ - ١ اهتمام به عقل و تعقل
الهى مشترك بين انسانها، از اين منظر مورد توجه بود. گرايش عقلى معتزله در بغداد طرفداران زيادى داشت كه لازمه آن اهتمام عالمان شيعى به عقل و تعقل بود.
از منظر ديگر، در شهر بغداد اقبال به مباحثات كلامى و عقايدى بسى بيشتر از مباحثات فقهى بود. گرايش به فقه توجه به منابع نقلى را مىطلبد، اما مباحثات كلامى به اعتبارات شرعى و جعل و رفع حكم وابسته نيست. بنابراين، عقلگرايى در مدرسه بغداد بسى گستردهتر از مدارس ديگر حديثى اعم از كوفه، قم و حِلّه بود.
در مدرسه شيعى بغداد شيوه عقلگرايانه و عقلمدار كاملًا هويداست. شيخ مفيد در تبيين معيارهاى نقد حديث مىنويسد:
إنْ وَجَدْنا حَديثاً يُخالِفُ أحْكامَ العُقولِ، أطْرَحْناه لِقَضيةِ العَقْلِ بِفَسادِه[١].
اگر حديثى را بيابيم كه با احكام عقلانى در تضاد است، آن را به سبب حكم عقل به فسادش، رد مىكنيم.
ايشان پس از بحث درباره روح و بررسى دقيق معانى آن، به نقد شيوه اصحاب حديث مىپردازد و مىنويسد:
لكنَّ أصحابَنا المُتَعلِّقينَ بِالأخبارِ أصحابُ سلامةٍ وبُعْدِ ذهنٍ وقِلّةِ فِطْنةٍ يَمُرّون على وجوهِهم فيما سَمِعُوه مِن الأحاديثِ ولايَنظرون في سندِها ولا يَفرُقون بينَ حقِّها وباطلِها ولا يَفهَمون ما يَدخُلُ عليهم في إثباتِها ولا يُحَصّلون معانِىَ ما يُطلقونه مِنها[٢].
اما [متأسفانه] محدثان نصگراى اماميه، افرادى پاكدل، كمدقت و كمدرايت هستند. در احاديثى كه مىشنوند، چندان دقت نمىكنند و در اسناد آنها نظر نمىكنند و سره را از ناسره تشخيص نمىدهند و پيامدهاى پذيرش آنها را درنمىيابند و مفاهيم احاديثى را كه نقل مىكنند، نمىپالايند)/ (.
سيد مرتضى، اين شيوه را به گونهاى شديدتر اعمال كرده است. ايشان در پاسخ به سؤالى درباره قدرت خداوند بر امر محال و قرار دادن جهان در يك تخممرغ و استناد اين سخن به روايتى در كتاب كافى نوشته است:
[١]. تصحيح الاعتقاد، ص ١٤٩.
[٢]. تصحيح اعتقادات الإماميه، ص ٨٨.