تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٣٦ - ٦ تفسير مأثور
٥. نگارشهاى ذوقى و هنرى
رونق بازار دانشآموزى، آموزش، پژوهش و نگارش در اين دوران تا آنجا پيش رفت كه اصحاب دانش به شيوههاى رايج تأليف بسنده نكردند، بلكه برخى بر اساس علاقه، سليقه و ذائقه خود و مخاطبان، يا براى تنوع در گونه ابلاغ معارف، شيوههاى تازهاى را براى نگارش برگزيدند كه نمايانگر ذوق هنرى آنان بود. دستهبندى احاديث بر اساس اعداد موجود در آنها يكى از اين شيوهها است كه ابوعبدالله برقى با نگارش القرائن پيشگام اينگونه نگارش است. شيخ صدوق با نگارش الخصال و ابوالفتح محمد بن على كراجكى (م ٤٤٩ ه) با نگارش معدن الجواهر در رديف پس از او جاى دارند.
دستهبندى احاديث در نگارش حديثى بر اساس نوع سند نيز شيوه ديگرى از اينگونه تأليفات است؛ جعفر بن احمد قمى با گردآورى احاديثى كه با تعريف درايهاى، سند آنها مسلسل به شمار مىآمد، كتاب المسلسلات خود را نگاشت چنانكه پيش از او عبدالله بن جعفر حميرى (م ٣٠٠) با گردآورى احاديث كوتاهسند، كتاب قرب الأسناد را عرضه كرد.
٦. تفسير مأثور
تفسير نقلى يا تفسير مأثور، گونهاى از گردآورى روايات است كه در آن احاديث رسيده از معصومان، در شرح و تفسير آيات قرآن، بر محوريت آيهها و به ترتيب آيات و سورههاى قرآن جمعآورى مىشوند. پيشينه اين شيوه نگارشى به زمان حضور امامان عليهم السلام مىرسد. در سده چهارم و پنجم نيز اينگونه نگارشها مشاهده مىشود. سه تفسير ذيل از مشهورترين تفاسير نقلى اين دوره هستند كه اكنون در دسترس ما هستند:
تفسير فرات كوفى (اوايل قرن ٤ ه)؛
تفسير على بن ابراهيم قمى (اوايل قرن ٤ ه)؛
تفسير عياشى (پس از سال ٣٢٠ ه).
برخى از اين قبيل آثار نيز با گذشت زمان ناپديد شدهاند و ديگر در دسترس نيستند، مانند تفسير شيخ صدوق، تفسير على بن بابويه و تفسير محمد بن حسن بن وليد.