تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٧٨ - ٣ پرهيز از رأى و اجتناب از عقل گرايى
جلسات املاى حديث در كتاب امالى وى گوياى درستى اين ادعايند. بيش از پانزده حوزه حديثى در آثار شيخ صدوق مورد اشاره قرار گرفته است.[١]
٢. نصگرايى
مهمترين ويژگى مدرسه حديثى قم نصگرايى و اعتماد به متون نقلى است. آنان سعى مىكردند تنها در محدوده نقليات كاوش و جستجو كنند و از دخالت مستقل و جسورانه عقل در تحليل و تأويل خبر بپرهيزند. اگر شيخ صدوق را نماينده مدرسه حديثى قم بشماريم و از زاويه ديد او به اخبار، كلام نقلى و عقايد بنگريم تفاوت آشكار اين مدرسه با مدرسه حديثى بغداد را بهتر شاهد خواهيم بود.
پرهيز از دخالت ندادن هر چه جز حديث در ساماندهى فكرى و باورهاى دينى موجب گشت مباحث اعتقادى، كلامى و فقهى از مستقلات عقلى دورى گزيند و در مباحث نقلى تبلور يابد و حتى نگاشتههاى فقهى نيز نقل مضمون روايات معصومين عليهم السلام بود. چيزى كه اكنون با عنوان فقه مأثور از آن ياد مىشود. كتابهاى الهدايه و المقنع (در فقه) و الاعتقادات (در عقايد) نمونه شفاف نصگرايى مدرسه حديثى قم است. شيوه فقه مأثور به حوزههاى حديثى ديگر شيعه نيز گسترش يافت.
٣. پرهيز از رأى و اجتناب از عقلگرايى
شيوه و روش اهل رأى، كه سردمدار آن ابوحنيفه (فقيه سنى كوفه) بود مورد مخالفت شديد ائمه عليهم السلام قرار گرفت و استفاده از تمثيل[٢] و استحسان[٣] در يافتن احكام شرعى و فقهى مردود اعلام گشت. بديهى است كه آگاهى يافتن از اعتباريات شارع مقدس از طريق استحسان و قياس (تمثيل) به هيچ وجه ممكن نيست.
نتيجه طبيعى تفكر نصگرايى مدرسه قم آن بود كه از تفكر عقلگراى رايج در آن زمان دورى جويد. آنان نه تنها قياس در احكام فقهى را مردود مىدانستند، بلكه ديگر حوزههاى معرفتى را نيز با فقه همراه كردند. آنان گمان مىكردند هر گونه
[١]. رجوع كنيد به مقدمه كتاب كمال الدين، نگاشته استاد على اكبر غفارى، ص ٦.
[٢]. تمثيل، به معناى همانند سازى دو حكم به سبب شباهت موجود در آنان با يكديگراست.
[٣]. انتساب حكم به شارع به سبب ملاحظات و مناسباتى كه فقيه به دلخواه خود استنتاج نموده و آن را برتر مىشمرد بدون آنكه دليل شرعى بر آن وجود داشته باشد( رجوع كنيد به اصطلاح الاصول: ص ٣٢).