تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١١٥ - ٢ اعتدال در عقل گرايى يا محدوديت عقل
كلامى به عقلگرايى افراطى روى آوردند. حتى برخى از عالمان، مانند صاحب بن عَبّاد، خود را شيعى و معتزلى خواندهاند (!!؟) يا برخى ديگر پارهاى از اصول معتزله را پذيرفتند.[١] اما بايد گفت كه مدرسه بغداد در سايهسار تفكر شيخ مفيد (رحمة الله عليه)، از اين آفت مصون ماند. كتاب النقض علَى ابنِ الجُنيد براى روشن كردن محدوده عقل و استفاده نكردن از قياس در استنباطهاى فقهى نگاشته است.
شيخ مفيد در موارد فراوان تصريح مىكند كه عقل به خودى خود قدرت فهم و درك بسيارى از مسائل كلامى را ندارند و به دليل نقلى محتاج است. ايشان در ابتداى كتاب اوائل المقالات مىنويسد:
القَول في أنَّ العَقلَ لا يَنْفَكُّ عَن سَمْعٍ وأنَّ التَّكليفَ لا يَصْلُحُ إلّا بِالرُّسُل عليهم السلام: واتَّفقَتِ الإماميَّةُ عَلى أنَّ العقلَ مُحتاجٌ في عَمله ونَتائجِه إلى السَّمعِ وأنَّه غَيرُ مُنْفَكٍّ عن سَمعٍ يُنَبِّهُ العاقلَ على كَيفيةِ الاستدلالِ وأنَّه لابُدَّ في أولِ التكليفِ وابتدائِه في العالَم مِن رَسولٍ؛ ووافَقَهُم في ذلك أصحابُ الحديثِ وأجْمَعتِ المُعتزلَةُ والخَوارجُ والزَّيديةُ على خِلافِ ذلك وزَعَمُوا أنَّ العُقولَ تَعمَلُ بِمُجَرَّدِها مِن السَّمعِ والتَوقيفِ[٢].
گفتار در اينكه عقل از قرآن و سنت قابل تفكيك نيست و تكليف جز به وسيله فرستادگان [الهى] بايسته نيست:
اماميه همداستاناند كه عقل در عملكرد و دستاوردهايش به قرآن و سنت نيازمند است و عقل از نصّى كه فرد انديشمند را بر نحوه استدلال آگاه سازد، تفكيك ناشدنى است و عقل در آغاز تكليف و [حتى] در آغاز پيدايش خود در عالم هستى گريزى از يك پيامرسان ندارد.
اصحاب حديث نيز در اين باب با اماميه همداستاناند، اما معتزله، خوارج و زيديه با آنان مخالفاند و پنداشتهاند كه عقل مىتواند مستقل از قرآن و سنت و اوامر توقيفى عمل كند.
و در مورد ديگر مىنويسد:
إنَّ استحقاقَ القَديمِ، سُبحانَه، بِهذه الصَّفاتِ (أعْني كَونَه تعالى سَميعاً بَصيراً ورائيّاً ومُدرِكاً) كلِّها مِن جَهَةِ السَّمْعِ دونَ الْقياسِ ودَلائلِ العُقولِ[٣].
[١]. رجال نجاشى، ص ٣٨١؛ درباره محمد بن بَشْر حَمْدُونى.
[٢]. اوائل المقالات، ص ٤٤.
[٣]. همان، ص ٥٩.