تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٤١ - نحوه تعامل علامه مجلسى با مبانى تفكر اخباريگرى
٤. نقل روايات ضعيف و سعى در توجيه آن متون نيز در نوشتههاى ايشان مشاهده مىشود.
٥. برخى از استادان و پارهاى از شاگردان علامه مجلسى تفكر اخبارى داشتهاند.
با اين همه، برخى از محققان، علامه مجلسى را فردى ميان اخبارى و اصولى مىشمارند، زيرا علامه با برخى از مبانى اخباريگرى مخالفت كرده است.[١]
اما دقت و تأمل در آثار علامه مجلسى بيانگر آن است كه با وجود فعاليتهاى فراوان حديثى و اعتماد شديد ايشان بر روايات اهل بيت عليهم السلام، مبانى فكرى ايشان با تفكر اخباريگرى به طور كامل متفاوت است. با وجود آنكه در زمان او تفكر اخباريگرى در دوران اوج خود بود، با اين همه وى قواعد اجتهاد و روش مجتهدان را پذيرفته بود و مطابق آنها فتوا مىداده است. تذكر اين نكته شايسته است كه شاخصه اصلى اخباريان نفى اجتهاد و علم اصول فقه است. بنابراين مخالفت با تفكر عقلى و يا نفى فلسفه و عرفان مرادف با اخباريگرى نيست.
از اين رو مىبايد علامه مجلسى را نيز از عالمان اخبارگرا دانست، و حتى نمىتوان او را در زمره اخباريان ميانهرو قلمداد كرد.
نحوه تعامل علامه مجلسى با مبانى تفكر اخباريگرى
چگونگى رويارويى علامه مجلسى با مبانى اخباريان از جمله مهمترين مسائلى است كه در تبيين ديدگاه ايشان در موضع اخباريگرى بسيار مؤثر است؛ از اين رو در اين بخش چگونگى مواجهه ايشان با مبانى اخباريان را بررسى مىكنيم.
علامه مجلسى، همانند اصوليان و بر خلاف مجتهدان، اجتهاد را واجب كفايى مىداند و تقليد غيرمجتهد از مجتهد را واجب عينى قلمداد مىكند.[٢]
ايشان همانند مجتهدان، تقليد از ميّت را نفى مىكند ولزوم وجود مجتهد زنده و تقليد مردمان از وى را لازم مىشمرد.[٣]
[١]. ر. ك: على دوانى، علامه مجلسى بزرگ علم و دين، ص ٤٢٨؛ حسن طارمى، علامه مجلسى، ص ٢٠٠؛ حسين مدرسى طباطبايى، مقدمهاى بر فقه شيعه، ص ٥٩؛ مصلحالدين مهدوى، زندگىنامه علامه مجلسى، ج ١، ص ٢٥١ و ....
[٢]. مرآة العقول، ج ١، ص ٩٨.
[٣]. نظم اللئالى، ص ١٣ و ١٤.