تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٦٤ - ١ احياى تراث(بازآفرينى متون كهن)
برخى از شيوههاى حديثپژوهى سده چهاردهم
١. احياى تراث (بازآفرينى متون كهن)
تكثير نسخههاى حديثى و استنساخ آن همواره با اهميت بوده است. عالمان پيشين با درك اين اهميت، همت خويش را در تكثير نسخههاى دقيق و صحيح به كار مىبستند. آنان با استفاده از كاتبان صحيحنويس، مقابله دوباره با متن اصلى و عرضه متن جديد بر اساتيد حديثى، كوشش در ارائه نسخه صحيحتر را به حدّ كمال مىرساندند. با وجود همه اين تلاشها، در پارهاى موارد تصحيف، تحريف و اشتباهات سهوى و عمدى رخ مىداد كه امرى پذيرفته و غيرقابل انكار است. با گسترش صنعت چاپ در نيمه دوم قرن چهاردهم، امكان توليد انبوه نسخهها فراهم شد.
بالا رفتن شمارگان نشر كتاب، اقتضا مىكرد تا تلاش فراوان براى دستيابى به نسخه اصيل و صحيح صورت گيرد و متون كمغلط و به دور از خطاهاى عمدى و غيرعمدى پيشين چاپ شود.
تصحيح متون كهن، ابتدا در غرب و به كوشش دانشمندان غربى آغاز شد. آثار ادبى شرق، به ويژه كتابهايى كه به زبان عربى و يا مطابق با فرهنگ اهل سنت نوشته شده بود، در درجه اولِ اهميت قرار داشت.
كتابهاى حديثى شيعى در اين نيمه و به همت محققين شيعى، تصحيح و چاپ شد. بسيارى از كتابهاى اصيل و كهن شيعى با استفاده از نسخههاى موجود، به شكلى دقيق و پذيرفتنى به جامعه فرهنگى عرضه شد. مرحوم علىاكبر غفارى (م ١٣٨٣. ش) و ميرجلالالدين محدّث (م ١٣٥٨. ش) شاخصترين چهرهها در تصحيح متون حديثى شيعى هستند. پژوهشگرانى چون ربانى شيرازى، بحرالعلوم، خِرسان، بهبودى، علامه شعرانى و فيض الإسلام از ديگر تلاشگران اين عرصهاند.
كتاب كافى و من لا يحضره الفقيه كه به دست استاد علىاكبر غفارى تصحيح شدهاند از بهترين نمونههاى تصحيح متون به روش علمى و مقبول در اين دوره به شمار مىروند. او در سالهاى پايانى عمر خويش، كتابهاى تهذيب الاحكام و الاستبصار را نيز تصحيح نمود.