تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٤٥ - وحيد بهبهانى(١٢٠٥ - ١١١٧ ه)
چشم مىآمد. علاوه بر اين، اين تفكر در نقاطى همانند بحرين و خوزستان گسترش يافته بود كه قدرت تأثيرگذارى بر كل جامعه اسلامى را نداشت.
نسلهاى پسين اخباريان، مردانى ساده و عادى بودند كه نسبت به تفكر خود و مخالفت با فقيهان متعصبانه برخورد مىكردند. آنان از عمق بخشيدن به مبانى تفكر خويش عاجز بودند. حتى در برخى از موارد، همانند اجماع، كه امكان اثبات نظريه اخباريان بسيار ساده بود، از نوشتههاى امين استرآبادى فراتر نمىرفتند.[١] با وجود اين اشكالات، اخباريگرى به مسير خود ادامه مىداد.
زوال اين تفكر مرهون شخصيت فرزانهاى است كه با مبارزه علمى و عملى پيگير خود، اين تفكر را به حاشيه راند. اين شخص، استاد كل محمدباقر اصفهانى، مشهور به وحيد بهبهانى است.
گفتنى است كه شخصيت مرحوم شيخ يوسف بحرانى، به عنوان چهره برجسته اخبارى، و رو يا رو نشدن او با مرحوم وحيد بهبهانى نيز در پيروزى تفكر اصولى و اجتهادى مؤثر بوده است. برخى گفتهاند كه مرحوم بحرانى در اواخر عمر خويش، تفكر اخبارى را كنار نهاده و به مجتهدان نزديك شده بود.[٢]
وحيد بهبهانى (١٢٠٥- ١١١٧ ه)
علامه وحيد بهبهانى مشهورترين چهره اصولى در مبارزه با اخباريان است. استدلال محكم و قوى او در تبيين روش اجتهادى، همراه با مبارزات عملى با اخباريان، به چيره شدن تفكر اجتهادى و اضمحلال تفكر اخبارى انجاميد.
كتاب الإجتهاد و الأخبار او بيانگر معيارهاى ايشان در تفكر اجتهادى خويش است. علاوه بر آن، در كتاب الفوائد الرجاليه، مبناى قبول خبر را به گونهاى سامان داده است كه حجيت خبر موثوقٌبه جانشين حجيت خبر ثقه شده است؛ يعنى، از افراط و تفريط پيشينيان (اخبارى و اصولى) در قبول روايات دورى كرده است.
[١]. نظريه اخباريان درباره حجيت نداشتن اجماع در دورانهاى بعد با موافقت برخى از عالمان و فقيهان شيعه رو به رو شد و نظريه اجماع دخولى قوت گرفت. مطابق اين نظريه، حجيت اجماع با فرض دخول امام عليه السلام در افراد صاحب نظر است و گرنه اجماع، به خودى خود، هيچگونه حجيتى ندارد. اين تلقى از اجماع، آن را از اجماع اهل سنّت متمايز مىسازد و اجماع را راهى براى دستيابى به نظر معصوم عليه السلام مىداند.
[٢]. مفاخر اسلام، ج ٩، ص ١٦٥.