تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٨٠ - ٤ حسن بن زين الدين(١٠١١ - ٩٥٨)
حارثى در زمان شاه تهماسب به ايران آمد و در اصفهان ساكن شد. شاه صفوى كه آوازه او را شنيد او را به قزوين، كه پايتخت آن دوره بود، فرا خواند. مدتى شيخ الإسلام قزوين و سپس مشهد گشت. پس از فتح افغانستان، به مدت هشت سال به هرات مهاجرت كرد و بذر تشيع را در آن ديار پراكند. در آخر عمر نيز در بحرين زندگى مىكرد.[١] مجموع نگاشتههاى او نزديك به سى عنوان است كه در موضوعات فقهى، كلامى، حديثى و ادبى نوشته شدهاند.
از جمله كتابهاى حديثى او كتاب الأربعين حديثاً، تعليقات بر صحيفه سجاديه و وصول الأخيار إلى أصول الأخبار است. كتاب وصول الأخيار، با مقدمهاى مفصل در مباحث امامت، مباحث و اصطلاحات موضوع علم درايه را به تفصيل مطرح نموده است.[٢]
٤. حسن بن زينالدين (١٠١١- ٩٥٨)
او فرزند شهيد ثانى است كه به سبب نگارش كتاب معالم الدين به صاحب معالم شهره گشته است. صاحب معالم هفت ساله بود كه پدرش به شهادت رسيد. تحصيلات خود را همراه با دايى خويش (صاحب مدارك) در جبلعامل آغاز كرد و در عراق ادامه داد. اين دو، شاگرد مقدس اردبيلى و مولى عبدالله يزدى و ... بودند. ارتباط او و صاحب مدارك آنقدر صميمى و دوستانه بود كه در ميان دانشمندان ضربالمثل گشت. نگاشتههاى فراوان او همراه با ارزيابى صاحب مدارك بوده است. شهرت او در اصول، فقه، حديث و ادب است.
او با تأليف متنى مرتب و پاكيزه در علم اصول فقه به عنوان مقدمهاى بر كتاب معالم الدين خود، راه را براى بحثهاى متمركز در اصول فقه گشود.[٣]
علم، آگاهى و ذوق او را بسيار ستودهاند.[٤] شيخ حر عاملى درباره او گفته است:
كان عالماً فاضلًا متبحراً محققاً ثقةً ثقةً فقيهاً وجيهاً نبيهاً محدثاً جامعاً للفنون
[١]. ر. ك: أعيان الشيعه، ج ٦، ص ٦٦ ٥٦.
[٢]. براى آشنايى بيشتر با جايگاه اين كتاب در علم دراية نك: رسائل فى دراية الحديث، ج ١ ص ٣٢٥.
[٣]. مقدمهاى بر فقه شيعه، ص ١٥.
[٤]. أعيان الشيعه، ج ٥، ص ٩٢.