تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٢٩ - مساعد بودن فضاى فرهنگى و اجتماعى
حمدانيان (٣٩٢- ٢٩٣)
ابو الهيجاء عبدالله در سال ٢٩٣ از سوى خليفه عباسى به امارت موصل و توابع آن منصوب شد. پس از مرگ او در سال ٣١٧ فرزندش حسن ناصرالدوله، جانشين پدر شد و برادرش على سيفالدوله به امارت حلب و حمص در شامات رسيد. اين دو برادر در عمل دولت مستقلى بنا نهادند. ايشان به دليل گرايش به تشيع، زمينهساز ترويج و گسترش فرهنگ شيعى شدند كه افزايش شمار شيعيان را نيز در پى داشت. ظاهراً ابنشعبه حرانى از محدثان حلبى در اين دوران است. كتاب حديثى تحف العقول يادگار او است. نعمانى نيز كتاب الغيبة خود را در اين دوران و در اين شهر نگاشت. همچنين خاندان ابنزهره حلبى كه در معارف شيعى صاحب اثر و تأليف هستند، در فضاى فرهنگى به يادگار مانده از اين دولت پرورش يافتند.[١]
مساعد بودن فضاى فرهنگى و اجتماعى
پيدايش فضاى سياسى بيان شده، فضاى فرهنگى اجتماعى جامعه را براى تلاش دانشمندان شيعى مناسب ساخت. هرچند پيش از اين دوران نيز، تعصبات خشك و بىمنطق گذشته نسبت به شيعيان رو به كاهش بود اما آلبويه نيز با دورى گزيدن از تعصبات مذهبى، آزاد گذاشتن انديشوران مذاهب گوناگون در بيان عقايد خود و ارجگذارى به دانشمندان همه مذاهب و فرق و اديان، حتى انديشمندان غير مسلمان در جامعه، فضاى ستايشگرى از فرهيختگان و دانشوران را پديد آوردند كه اين امر حاكميت فضاى علمى و شكوفايى دانش را در پى داشت. اين آزادانديشى حاكمان بويهاى در كنار همسانى و همرنگى توده مردم با آنان در دورى گزيدن از تعصبات مذهبى، بسترى مناسب براى ترويج مبانى اعتقادى تمام فرقهها فراهم كرد.
گفتنى است: سليقه اجرايى اين گروه در احترام به عقايد مردم و پاسداشت باورهاى گوناگون مذهبى آنان و برخوردارى از روحيه گذشت و منش بزرگوارانه و مردمپسند و آلودگى كمتر به آفات قدرت، پايگاه مردمى نيرومندى به ايشان بخشيد و بر اقتدارشان افزود.
[١]. از ديگر شخصيتهاى شيعى اين سامان، ابوصلاح حلبى( زنده در طول سالهاى ٤٤٧ ٣٧٤ ه) نويسنده الكافى فى الفقه است.