تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٦٥ - تاريخ حديث شيعه در قرن نهم
گروه سوم متونى هستند كه رنگ شيعى دارند، ولى در منابع كنونى در دسترس ما وجود ندارد؛ خطبه البيان، خطبه افتخار، حديث حقيقت و ... از اين جملهاند. اين متون در روزگارهاى پسين مورد اعتماد تفكر غاليانه قرار گرفته است[١].
گروهى از احاديث كتاب، احاديث اهل سنت است كه در ظاهر با تفكر شيعى تباين دارد؛ مانند: «سَتَرَوْنَ رَبَّكُمْ كَما تَرَوْنَ القَمَرَ لَيْلَةَ البَّدرِ»[٢]. روايات رؤيت در اين كتاب نسبتاً فراوان است.[٣]
گروه ديگر احاديث با مضامين عرفانى و تصوف است كه در منابع معتبر حديثى شيعه و اهل سنت يافت نمىشود؛ مانند: «الشّريعةُ أقوالي والطّريقةُ أفعالي والحقيقةُ أحوالي ....»[٤]
پس از سيد حيدر آملى بسيارى از اين متون، به ويژه متونى كه رنگ سنّى نداشت، به كتابهاى پسين منتقل شد. ابن ابىجمهور احسائى در دو كتاب عَوالى اللَّئالى و المُجلَّى، اين متون را نقل كرد و از آن راه به كتابهاى عرفانى و حتى حديثى ما وارد شد.
برخى از اين متون نيز به دست شيخ رجب بُرسى و از راه كتاب مَشارقُ أنوار اليقين به كتابهاى متأخر راه يافته است.[٥]
گستره تاريخى و دامنه فكرى اين گروه، گسترده و درازدامن است و رويكرد عارفانه و صوفيانه به احاديث، محتاج دقت و تأمل بيشترى است.
تاريخ حديث شيعه در قرن نهم
روند رو به رشد گسترش تشيع در جامعه ايران كه در قرن هشتم آغاز شده بود، در قرن نهم نيز ادامه يافت و در نهايت به تأسيس حكومت شيعى صفوى در قرن دهم منجر شد.
[١]. همان، ص ٧٧- ٧٥.
[٢]. صحيح بخارى، ج ١، ص ١٣٨.
[٣]. ر. ك: مجله علوم حديث، شماره ٢٨، ص ٧٩- ٧٨.
[٤]. جامع الأسرار، ص ٣٤٦.
[٥]. براى آگاهى بيشتر ر. ك: مجله علوم حديث، شماره ٢٨، ص ٩٣- ٩٠؛ مؤلف در اين مقاله برخى از متون كتاب جامع الأسرار را رديابى كرده و نشان آن را در كتابهاى حديثى و عرفانى پسين ارائه داده است.