تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٦٦ - تاريخ حديث شيعه در قرن نهم
از جمله حوادث ناگوار سدههاى هشتم و نهم بايد به هجوم تيمور لنگ به ايران و سرزمينهاى اطراف آن اشاره كرد. او در سه يورش گسترده خود در بين سالهاى ٧٧٠ تا ٨٠٧ هجرى خسارتهاى فراوان بر جامعه ايران وارد كرد. علاوه بر خسارتهاى اقتصادى، برافتادن حكومتهاى محلى كوچك، همچون سربداران، از پيامدهاى هجوم تيمور لنگ به ايران است.
جانشينان تيمور يعنى شاهرخ، الغ بيك و سلطان حسين بايقرا روش آسيبرساندن به بنيانهاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى را رها كردند و به تقويت بنيانهاى فرهنگى پرداختند. آنان هرات (در افغانستان كنونى) را پايتخت خويش قرار دادند و به از هنرمندان و عالمان دلجويى و حمايت كردند. اين شيوه موجب رواج نگارشهاى علمى و پديدآمدن آثار هنرى در اين ديار شد.
برخى از حكومتهاى محلى نيز در مناطقى از سرزمين پهناور ايران پديدآمدند كه سلسله قرا قويونلو و آق قويونلو و خاندان اينجو، از اين گروهاند.
روشن است كه در فضايى اينگونه نامساعد همراه با هجوم و يورش مغولان، توقع ايجاد يك فرهنگ مستقر و پيشرفته در جامعه شيعى، سنجيده نيست.
بنابراين، ميراث حديثى شيعه به روال سالهاى پيشين به نسلهاى پسين انتقال مىيافت و نگارشهاى محدود و انگشتشمار به جامعه علمى عرضه مىشد.
مجموعه آثار پديدآمده در اين سده چندان پربرگ و بار نيست.
نگارشگران شاخص حديث در اين دوران به چند نفر محدود است: حسن بن سليمان حلّى، شيخ رجب برسى (م ٨١٣)، ابنفهد حلّى (م ٨٤١) و كفعمى (م ٩٠٥).
١. حسن بن سليمان حلى: متولد حله و از شاگردان شهيد اول است. شهيد اول در اجازه روايى به وى، او را ستوده است. كتاب مشهور او مختصر بصائر الدرجات و يا كتاب المحتضر گزيده بصائر الدرجات سعد بن عبداللَّه اشعرى و نه محمد بن حسن صفّار[١] همراه با اضافاتى ديگر است و به بيان فضايل اهل بيت پرداخته است. علاوه بر فضايل اهل بيت، روايات مربوط به رجعت در اين كتاب به گونهاى مفصل بيان شده است.[٢]
[١]. الضياء اللامع، ص ٣٤.
[٢]. بحار الأنوار، ج ١، ص ١٠.