تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٥١ - ٥ جعفر بن احمد قمى(متوفاى نيمه دوم قرن چهارم)
٥. جعفر بن احمد قمى (متوفاى نيمه دوم قرن چهارم)
او در شهرهاى قم و رى سكونت داشته است و از محدثان خوشذوق سده چهارم به شمار مىآيد. معاصر شيخ صدوق (م ٣٨١ ه) است و هر دو از يكديگر، حديث نقل كردهاند.[١] آثار او را، دويست و بيست كتاب دانستهاند.[٢] رسالههاى كوچك حديثى باقىمانده از او، بيانگر هنر او در نگارش است. برخى از نگاشتههايش عبارتاند از:
جامع الأحاديث
مجموعهاى در حدود هفتصد روايت است كه شبيه جامع الصغير سيوطى (م ٩١١ ه) و غرر الحكم آمدى (م ٥٥٠ ه)، بر اساس حرف اول متن مرتب شده است. اين كتاب و پنج اثر ديگر اين مؤلف در يك مجموعه چاپ شده است.[٣]
المسلسلات
مجموعهاى از روايات است كه با عنوان درايهاى حديث مسلسل[٤] همخوان است. به عنوان مثال يك حديث به دليل آنكه، نام بيشتر افراد زنجيره سند فاطمه است، به حديث فواطم شهرت يافته است.[٥]
[١]. به عنوان نمونه شيخ صدوق در معانى الاخبار، ص ٦، ح ٣ و التوحيد، ص ١٨٨، ح ١، و ص ٤١٧، ح ١، از او حديث نقل كرده و او نيز در المسلسلات از شيخ صدوق روايت نقل كرده است.
[٢]. الذريعه، ج ٢١، ص ٢١، ش ٣٧٥١ و ج ٢٢، ص ٣٥٥، ش ٧٤١٤.
[٣]. اين مجموعه با تصحيح و تحقيق سيد محمد حسينى نيشابورى و از سوى انتشارات آستان قدس رضوى به چاپ رسيده است.( چاپ اول، سال ١٣٧١) از اين رو شماره صفحات از كتاب جامع الاحاديث كه در آغاز اين مجموعه آمده، شروع شده است.
[٤]. مسلسل به روايتى گفته مىشود كه تمام راويان زنجيره سند، يك عنصر مشترك به عنوان مثال در نام يا حالت يا گفتار داشته باشند، مانند اينكه نام همه محمد باشد يا همه با سوگند نقل حديث كرده باشند.
[٥].)(« بكير بن أحنف قال: حدثتْنا فاطمةُ بنتُ على بن موسى الرضا عليه السلام قالت: حدثتْنى فاطمة و زينب و أم كلثوم بناتُ موسى بن جعفر عليهما السلام قُلْنَ حدثتْنا فاطمة بنت جعفر بنِ محمد عليهما السلام قالت: حدثتْنى فاطمة بنت محمد بن على عليهما السلام قالت: حدثتنى فاطمة بنت على بن الحسين عليهما السلام قالت: حدثتنى فاطمة و سكينة ابنتا الحسين بنِ على عليهما السلام عن أم كلثوم بنتِ على عليه السلام عن فاطمةَ بنتِ رسولِ الله صلى الله عليه و آله قالت: سمعتُ رسولَ الله صلى الله عليه و آله يقول: لمّا اسْرِى بىإلى السماء دخلتُ الجنةَ فإذا أنا بقصْرٍ مِن دُرّةٍ بيضاءَ مُجَوَّفةٍ، و عليها بابٌ مُكلَّلٌ بالدّرِّ و الياقوت، و على الباب سِتْرٌ فرفعتُ رأسى فإذا مكتوبٌ على الباب لا إله إلا الله محمدٌ رسولُ الله على ولى القوم.»)/()( حضرت فاطمه زهرا عليها السلام مىفرمايند: از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود: آن هنگام كه مرا به آسمان بردند وارد بهشت شدم ناگهان قصرى از درّ سفيد و شفاف ديدم كه درى درّ و ياقوتنشان داشت و بر در آن پردهاى آويخته، چون سرم را بلند كردم ديدم بر سردر آن نوشته: لا إله إلا الله محمدٌ رسول الله على ولى القوم)/(.