تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١١١ - ٢ ظهور شيخ مفيد
صداقت او بسيار و خشوع و فروتنى او نيكو بود. زندگى بسيار ساده و لباسى خشن داشت.[١]
مهمترين اقدام شيخ مفيد، تشكيل مدرسههاى علمى براى شيعيان و آموزش و تربيت كودكان شيعه و جذب نخبگان بود. وى در مكتبخانهها و كارگاههاى بافندگى جستجو مىكرد و كودكان تيزهوش و مستعد را در نظر مىگرفت و با دادن پول به والدين آنان، آنها را به مكتب من برد و به آنان دانش مىآموخت.[٢] به اين سبب، شاگردان تيزهوش بسيارى در محضر او گرد آمدند و به تحصيل مشغول شدند.
ظاهراً آموزشهاى او تنها به فقه و حديث محدود نمىشد. او به مباحث اعتقادى، به ويژه امامت، اهتمامى ويژه داشت. تلاش او در زدودن شبهههاى مخالفان در مجموعه رسالههاى كوچك و بزرگ او هويدا است. نوشتههاى او بيش از دويست اثر است. غناى آثار، استوارى انديشه و تأثير شگرف او در آرا و نظرات دانشمندان متأخر شيعى چنان بود كه درباره وى گفتهاند: «او را برگردن هر دانشمند و پيشوايى حق و منت است».[٣]
دانشمندان بزرگى در حوزه درسى شيخ مفيد حضور يافتند و به مقامات بلند علمى راه پيدا كردند. اين گروه، مدرسه علمى بغداد را رونق بخشيدند و موجب تداوم مباحثات علمى آن شدند. مشهورترين افراد اين گروه عبارتند از:
١. سيد مرتضى (٤٣٦- ٣٥٥ ه)؛
٢. شيخ طوسى (٤٦٠- ٣٨٥ ه)؛
٣. سيد رضى (٤٠٦- ٣٥٩ ه)؛
٤. ابوالعباس نجاشى (٤٥٠- ٣٧٢ ه)؛
٥. ابوالفتح كراجَكى (٤٤٩ ه)؛
٦. سَلّار ديلمى (٤٤٨ ه).
در پايان مناسب است كه گفتار ابن ابىطَىّ (م ٦٣٠)، مؤلف خوشذوق شيعى، را نيز درباره وى نقل كنيم كه جامع تمامى گفتارها است:
[١]. العبر، ج ٢، ص ٢٢٥؛ سير اعلام النبلاء، ج ١٧، ص ٣٤٤.
[٢]. سير اعلام النبلاء، ج ١٧، ص ٣٤٤.
[٣]. لسان الميزان، ج ٥، ص ٣٦٨.