تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٩٤ - ترجمه(فارسى نويسى)
٥. تفسير موجود در كتاب بحار الأنوار
بايسته است كه كتاب بحار الأنوار نيز يكى از تفاسير مأثور در اين دوره شمرده شود. علامه مجلسى در هر باب و عنوان اين كتاب، ابتدا آيات مربوط با آن عنوان و سپس روايات هممضمون با آيات را ذكر و در ادامه، روايات آن باب را نقل مىكند. اين شيوه موجب شده است كه بحار الأنوار مفصلترين تفسير روايى جلوه كند. همچنين اين شيوه در همراهى آيات و روايات تفسيرى با ديگر روايات اهل بيت زمينه فهم برتر را در هر عنوان قرآنى فراهم مىسازد. شيوه علامه مجلسى در انتخاب آيات مرتبط در يك موضوع و مضمون، گونه اى تفسير موضوعى آيات را نيز پديد آورده و از روش تفسير قرآن به قرآن نيز استفاده شده است.
ترجمه (فارسىنويسى)
رسمى شدن مذهب شيعه در ايران كه زبان رسمى مردم آن فارسى بود، نياز به آن داشت كه براى آشنايى مردم عادى با متون معرفتى امامان گامهاى اساسى برداشته شود. پيش از اين دوران، معارف علمى و حديثى تنها به زبان عربى، كه زبان علمى و دينى مسلمانان بود، نوشته مىشد. اين زبان رسمى، رايج و مشترك براى ارتباط جوامع مختلف مورد نياز بود، ولى گرهى از كار مردم نمىگشود.
بنابراين، توده مردم تنها از راه جلسات سخنرانى اطلاعات دينى و مذهبى خود را به دست مىآوردند؛ در حقيقت فرهيختگان و طلاب رابط بين مردم و متون دينى بودند.
حكومت صفوى تلاش كرد متون معرفتى شيعه به زبان فارسى نوشته شود و در اختيار مردم قرار گيرد. شاه اسماعيل از عالمان خواست كه متون فقهى را به زبان فارسى و براى توده مردم بنويسند.
على بن حسن زوارهاى (م ٩٤٧ ه) كتابهاى كشف الغمه، الطرائف، احتجاج، مكارم الأخلاق، نهج البلاغه و ... را به زبان فارسى ترجمه كرد. شيخ بهايى جامع عباسى را به عنوان اولين رساله عمليه فارسى نگاشت. علامه محمدتقى مجلسى، يكى از دو شرح خود را بر من لا يحضره الفقيه به زبان فارسى و با نام لوامع صاحبقرانى به