تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٢٩ - حوزه طبرستان و ديلم
طبرى آورده است:
أنَّ أبا العباس أحمدَ بنَ مُحمدٍ الدِينِوريِّ حَدَّثَهم عن الحُسينِ بنِ سَعيدٍ بِكُتُبِه و جميعِ مُصَنَّفاتِه عندَ مُنصَرَفِه مِن زيارةِ الرضا عليه السلام، أيامَ جَعفرِ بنِ الحسنِ الناصرِ بِآمُلِ طبرستانَ سَنةَ ثَلاثِمائهٍ[١].
ابوالعباس احمد بن محمد دينورى هنگام بازگشت از زيارت امام رضا عليه السلام در آملِ طبرستان، به روزگار [حكومت] جعفر بن حسنِ ناصر، سال سيصد [قمرى]، كتابها و تمامى نگاشتههاى حسين بن سعيد را بر آنان روايت و بدانان منتقل كرد.
مرعشيان طبرستان نيز گروهى كهن و پرجميعت بودند كه به بغداد و شهرهاى ديگر رفته و در منطقه خويش نيز حوزه علمى و حديثى داشتند.
كثرت راويانى كه با لقب طبرى در كتابهاى رجال نجاشى و فهرست شيخ طوسى آمده، از وجود حوزهاى پررونق در اين مناطق حكايت دارد؛ همچنين وجود سلسله سند راويان كه از يك منطقه برخاسته و در همان منطقه زيستهاند، نشانه عدم مهاجرت اين افراد از منطقه خويش است.
مثلًا كتاب المُسترشِد، نگاشته محمد بن جرير بن رستم طبرى آملى، به وسيله شاگردش حسن بن حمزه طبرى روايت شده است.[٢] محمد بن جرير بن رستم، زاده سارى و محمد بن حسن بن عُبيدالله نيز ساكن آمل بودهاند.[٣]
وجود كتابى با نام جوابات اهل طبرستان[٤] از تأليفات شيخ مفيد، حاكى از ارتباط اين منطقه با مدرسه علمى بغداد است.
گرگان (جرجان) نيز منطقهاى بوده است كه عالمان فراوانى داشته كه با وصف جرجانى در اسناد و كتابهاى رجال ياد شدهاند؛ سيد مرتضى و شيخ مفيد نيز هر در اسناد شيخ صدوق، كه گاه به محل تحمل روايت نيز اشاره مىشود، به مواردى از نقل كدام كتابهايى با نام المسائل الجُرجانيه نگاشتهاند.[٥] شيخ مفيد كتابهايى با نام المسائل المازندرانيه نيز دارد.[٦]
[١]. رجال نجاشى، ص ٦٠.
[٢]. همان، ص ٣٧٦.
[٣]. همان، ص ٣٩٥.
[٤]. همان، ص ٤٠١.
[٥]. فهرست شيخ طوسى، ص ٢٣٨ ١٦٥.
[٦]. همان.