تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٩٩ - بررسى انتقادات
برخى محققان نصگرايى و اخباريگرى قميان را نتيجه طبيعى فراوانى محدثان و روايات موجود در قم مىدانند كه پاسخگوى نيازهاى آنان بوده است و اجتهاد و استنباط در جايى نياز بوده كه به دليل نبود دليل روايى، دانشوران و عالمان دينى بهناچار به اجتهاد و دليل عقلى رو مىآوردند،[١] اما اين سخن نمىتواند درست باشد؛ زيرا مدرسه حديثى قم خود وامدار محدثان عراقى، به ويژه كوفيان، بوده و نمىتوان گفت شمار احاديث در دسترس محدثان عراق و بغداد كمتر از احاديث قميان بوده است. احتمال دارد كه وجود مجتهدان بزرگ اهل سنت در عراق همچون ابوحنيفه و شافعى در پيشينه مكتب بغداد و كوفه بر وارد كردن رأى و نظر و به گونهاى عقل، استحسانات و مصالح و سلم در مذهب آنان تأثير داشته است و همچنين ممكن است كه مسائل بيشترى در عراق مطرح بوده و نزديكى پايتخت و نيز اختلاف مذهبى موجود ذخيره و ميراث نقلى را پاسخگو نمىديده است.
بررسى انتقادات
مدرسه حديثى قم در اواخر دوران خود، با انتقادات شديد مدرسه حديثى بغداد رو به رو شد. انتقادات مطرحشده به دليل دو ويژگى خاص مدرسه حديثى قم يعنى نصگرايى افراطى و پرهيز از نقد عقلگرايانه بر اين مدرسه وارد شده است. برآيند طبيعى اين دو ويژگى، اعتقاد به مباحثى بود كه با برداشتهاى مدرسه حديثى بغداد ناهمگون مىنمود. آيندهنگرى شيخ مفيد همراه با وجاهت فوقالعاده ايشان باعث شد كه برخى برداشتهاى ساده و بسيط مدرسه حديثى قم از مجموعه باورهاى شيعى حذف شود و انديشه عقلمدارانه شيخ مفيد جايگزين آن شود. اين تفكر شيعيان را قادر مىساخت در مجامع فرهنگى با توان و نيروى افزونترى به رقابت با ديگر انديشهها بپردازند و از حريم باورهاى خود پاسدارى كنند. شايد به جهت اهميت اين موضوع است كه انتقادات شيخ مفيد از شيخ صدوق و مدرسه حديثى قم بسيار سخت و شديد بوده است. با آنكه او از شاگردان شيخ صدوق بوده اما چنان به تفكر او حمله كرده است كه برخى آن را برخلاف انتظار دانسته و در اثبات آن نگاشتهها به
[١]. عبدالهادى الفضلى، دروس فى أصول فقه الإماميه، ص ٥٨.