تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٤٣ - ١٤ فهرست
راويان حديث نقش اساسى دارند. ظاهراً نويسندگان اين دو كتاب، افزون بر يادكرد نگاشتههاى شيعه، هدف رجالى تعديل و تضعيف راويان را نيز پيش رو داشتهاند. رجال ابنغضائرى نيز از جمله كتابهاى مهم و تأثيرگذار است كه در اين دوران نگاشته شده و تا قرنها مورد استفاده عالمان بوده و سپس ناپديد شده است. اين كتاب به صورت بازيابىشده از كتابهاى رجالى ديگر چاپ شده است.[١] ثقة الاسلام كلينى نيز كتابى با نام رجال داشته است كه به دست ما نرسيده است.[٢] شيخ صدوق نيز مجموعهاى رجالى به نام المصابيح (در ١٥ جزء) داشته است.[٣] همچنين دو كتاب المصابيح و الزيادات على ابىالعباس بن سعيد فى رجال جعفر بن محمد نگاشته احمد بن على بن العباس بن نوح سيرافى استاد نجاشى[٤] از جمله اين نگارشها هستند.
١٤. فهرست
موضوع فهرستنگارى كتابها و رسالههاى حديثى و معرفى بزرگان شيعه، از جمله مباحثى بود كه در اين سالها انديشمندان به آن توجه كردند. ريشه اين توجه را بايد در هجوم فرهنگى مخالفان به شيعيان ديد. چنانچه گذشت، فضاى سياسى و اجتماعى و فرهنگى اين دوران به سود شيعيان بود و آنان فرصت يافتند تا باورهاى خود را آزادانه ابراز كرده و از آنها، به شيوهاى درست، منطقى و عقلمدارانه دفاع كنند. مخالفان كه در گذشته همواره از فشارهاى سياسى و حكومتى براى سركوب شيعه سود مىجستند، با ايجاد شبهات فرهنگى، سعى در مقابله با شيعيان داشتند. هرچند كه آنان در گذشته، به خاطر بهرهمندى از قدرت سياسى نياز چندانى به برخورد فرهنگى و علمى نمىديدند، اما در اين دوران به ناچار، به هجمههاى فرهنگى روى آوردند. يكى از اشكالاتى كه مخالفان بر شيعيان وارد مىكردند آن بود كه شيعيان گروهى بىريشهاند و پيشينهاى ندارند. در پاسخگويى به اين شبهه، شيخ مفيد، سردمدار دفاع از اركان تشيع، به شاگردان خود توصيه نمود كه نگاشتههاى
[١]. ر. ك: رجال ابن غضائرى، تصحيح محمد رضا حسينى جلالى.
[٢]. رجال نجاشى، ص ٣٧٧.
[٣]. همان، ص ٣٩٠.
[٤]. همان، ص ٨٦، ش ٢٠٩.