تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٨٤ - ٤ رويكرد دوگانه
٣. مراتب غلو
گفتيم كه عاملان ترور محمد بن اورمه، آنگاه كه نماز خواندن مستمر او را مشاهده كردند او را غالى نشمرده و از ترور او صرف نظر كردند. از اين سخن معلوم مىشود كه از منظر آنان مرحله نهايى غلو كه شخص را مستحق قتل مىساخته آن بوده است كه غلو در ذات داشته و از انجام تكاليف و دستورات دينى سرپيچى كند؛ بنابراين مبارزه آنان با كسانى كه غلو در صفات داشته و معصومان عليهم السلام را افرادى با ويژگيهاى خاص و ماورائى مىدانستند بدان معنا نبود كه آنها را از مسلمانى نيز خارج بدانند. نهايت آنكه چون غلو در صفات مقدمهاى براى پيدايش غلو در ذات بود از ترويج اين عقايد جلوگيرى مىكردند.[١]
٤. رويكرد دوگانه
شيخ صدوق همانند استاد خويش (ابنوليد) سهو النبى را مىپذيرد و انكار آن را اولين مرحله غلو مىشمارد.[٢] با اين وجود او راوى (ناقل) اصلى زيارت جامعه كبيره است.[٣] شايد اگر شيخ صدوق اين متن زيباى امامشناسى را نقل نمىكرد ما نيز اكنون از فيض اين معارف محروم بوديم.[٤]
سؤال اساسى اين است كه چگونه كسى كه عدم سهو النبى را نمىپذيرد و آن را نشانه غلو مىشمارد فرازهاى بلند زيارت جامعه را، كه بسى بالاتر و مهمتر از عدم السهو است، باور دارد و آنها را در كتابهاى خويش نقل مىكند. به نظر مىرسد علت قبول نظريه سهو النبى تنها بدان جهت است كه عالمان قم و از جمله شيخ صدوق نقد احاديث را با دلايل غيرقطعى، خصوصاً دلايل عقلى، نمىپذيرفتند و گمان داشتند در صورت رد اينگونه احاديث با نقد عقلى ممكن است تمام روايات نقد و رد شوند؛ زيرا عقل توانايى درك تمام امور مطرحشده در احاديث را ندارد و ممكن است با پى نبردن به حقيقت، آنها را رد كند؛ چنانكه شيخ صدوق مىنويسد:
[١]. ر. ك: نعمتالله صفرى، غاليان.
[٢]. من لا يحضره الفقيه، ج ١، ص ٣٥٩.
[٣]. من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٦٠٩؛ عيون اخبار الرضا، ج ١، ص ٣٠٥.
[٤]. شيخ طوسى در تهذيب الاحكام اين روايت را به نقل از شيخ صدوق نقل كرده است، تهذيب الاحكام، ج ٦، ص ٩٥.