تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ٧٤ - قم اولين پايگاه خالص شيعى
اين شهر مورد هجوم حاكمان قرار نگيرد و عالمان آن بتوانند در فضايى آرام به تبيين، گسترش و روشمند كردن عقايد شيعى بپردازند.
افرادى از خانواده اهلبيت عليهم السلام كه منطقه مركزى عراق را براى خود ايمن نمىيافتند به قم مهاجرت كرده و در اين منطقه سكنى گزيدند. وجود آرامگاه چهارصد امامزاده در قم و پيرامون آن از فزونى روند هجرت ايشان حكايت دارد.
روايات فراوانى در مدح قم و اهالى آن از امام صادق عليه السلام و ائمه ديگر صادر شده است كه برخى ناظر به زمان صدور بوده و برخى نظر به آينده دارند.[١] حضور حضرت معصومه (سلام الله عليها) و سپس وجود بارگاه ايشان در سالهاى آغازين قرن سوم هجرى، حركت شيعى قم را سرعت بيشترى بخشيد.
زكريا بن آدم قمى، از اولين دانشمندان قم است كه در متون حديثى و رجالى مورد توجه قرار گرفته و توثيق صريح امام رضا عليه السلام نسبت به او نقل شده است.[٢] شيخ طوسى او را به عنوان وكيل ممدوح امامان عليهم السلام معرفى كرده است.[٣] وكالت او در آن زمان نشانگر فزونى شمار شيعيان قم است كه انتخاب وكيل مستقلى را لازم و ضرورى مىنموده است. شيخ طوسى او را از ياران امام صادق عليه السلام تا امام جواد عليه السلام دانسته است.[٤] احمد بن اسحاق قمى، نواده سعد بن مالك نيز وكيل امامان متأخر در قم بوده است.[٥]
مدرسه حديثى قم شهرت خويش را وامدار احمد بن محمد بن عيسى اشعرى است. وى بر كسانى كه در باور او احاديث غلوآميز نقل مىكردند و يا در نقل احاديث سهلانگاريهايى داشتند سخت مىگرفت و حتى برخى را بدين اتهام از شهر اخراج كرد. برخورد وى با اين دسته از راويان زمينه رونق نوع خاصى از شيوه عرضه و دريافت حديث را كه با باورهاى او در نحوه فعاليت حديثى همخوانى داشت فراهم كرد و از آن پس فعاليتهاى حديثى بر اساس اين شيوه نظم گرفت كه باعث تمايز
[١]. بحار الانوار، ج ٥٧، ص ٢٢١- ٢١٢.
[٢]. رجال كشى، ج ٢، ص ٨٥٩- ٨٥٧.
[٣]. الغيبه، ص ٣٤٨.
[٤]. رجال طوسى، ص ٢١٠، ٣٥٨، ٣٧٥.
[٥]. معجم رجال الحديث، ج ٢، ص ٥٢.