تاريخ حديث شيعه« 2» - طباطبايى، محمد كاظم - الصفحة ١٥٤ - درآمد
به مذهب تشيع گرايش پيدا كند و در نهايت شيعه شود. او مذهب شيعه را سال ٧٠٩ هجرى مذهب رسمى اعلام كرد. پس از آن اوضاع سياسى مطابق با نظر شيعيان تغيير كرد و زمينه براى ترويج باورهاى شيعى فراهم شد.
دعوت او از عالمان شيعى براى حضور در دربار، به همين منظور بود. هجرت علامه حلّى (م ٧٢٦ ه) به ايران و همراهى او با سلطان محمد خدابنده، تأثيرى بسيار عميق بر پادشاه و مردم نهاد. مباحثات مذهبى ايشان با دانشمندان ديگر فرقهها، سبب شد تا شخصيت علامه حلّى به عنوان يك دانشمند شيعى دقيق در علوم عقلى و نقلى همراه با زبانى بسيار عفيف و پاك و پرهيز از هر گونه بدگويى نسبت به مخالفان شيعه، بروز پيدا كند و در چشم و ذهن همه افراد به بزرگى و بزرگوارى شهره شود.[١]
علامه حلّى، سه كتاب مهم و تأثيرگذار كلام شيعى را در اين دوران نوشته و به سلطان محمد خدابنده اهدا كرده است. نهج الحق و كشف الصدق، مِنهاج الكَرامه و كشف اليقين سه كتاب مشهور او است.
سفرهاى بسيار سلطان محمد خدابنده، سبب شد تا فكر تأسيس «المَدرسةُ السَيّاره» به همراه سلطان و به پيشنهاد خواجه رشيدالدين فضلالله پديد آيد. علامه حلّى در اين مدرسه سيّار با تدريس و تحقيق شاگردان شيعى را پرورش مىداد و كتابهاى خود را مىنگاشت.[٢] آغاز و انجام نگارش برخى از كتابهاى او در نقاط جغرافيايى مختلف بوده است.
الجايتو در سال ٧١٣ درگذشت و علامه حلّى به شهر حلّه بازگشت. او تحقيقات حديثى، كلامى، فقهى و عقلى خود را در اين شهر ادامه داد. شهر حلّه در آن دوران، نقطه اميد دانشمندان شيعى بود. در نيمه اول سده هشتم افزون بر ايلخانان مغول، حكومتهاى منطقهاى شيعه نيز در برخى از نواحى به وجود آمدند.
[١]. ر. ك: تاريخ تشيع در ايران، ج ٢، ص ٦٧٦- ٦٤٥.
[٢]. علامه حلّى جلد دوم كتاب الفين را در سال ٧١٢ هجرى در دينور نزديك كرمانشاه پايان داده است: تاريخ تشيع در ايران، ص ٦٦٢. محمد بن ابراهيم دشتكى، شاگرد علامه نيز كتاب قواعد علامه را در سال ٧١٣ هجرى در مدرسه سياره كتابت كرده است: همان، ص ٦٧٣.