ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٦٩ - كتاب جعاله
ديگرى در آن، كم مىشود، پس اگر (در مقدار كار) متفاوت نباشند، براى آن شخص نصف جعل است وگرنه به نسبت (كارش) است. و اما ديگرى مستحق چيزى نمىشود.
البته اگر بر عامل، مباشرت شرط نشده باشد، بلكه كار از او به طور مطلق خواسته شده و لو با مباشرت ديگرى باشد و ديگرى با او به عنوان تبرع و كمك به وى شركت نموده باشد، مجعول له (شخصى كه جعل براى او قرار داده شده) مستحق تمام جعل مىشود.
مسأله ١٥- جعاله از دو طرف، قبل از تمام شدن عمل، جايز (غير لازم) است؛ پس اگر چه عامل مشغول به كار شده باشد، حق دارد از كار دست بكشد، چنان كه جاعل در هر حال حق دارد جعاله را فسخ كند و التزامش را بهم زند؛ پس اگر فسخش قبل از مشغول شدن به كار باشد مجعول له (عامل) مستحق چيزى نمىشود. و اگر بعد از آن باشد، پس اگر برگشتن و دست از كار كشيدن از ناحيه عامل باشد مستحق چيزى نمىشود و اگر از طرف جاعل است، بايد اجرت المثل آنچه را كه عامل انجام داده به او بدهد. و در صورت اول- يعنى جايى كه رجوع از عامل باشد- احتمال دارد فرق باشد بين صورتى كه كار مانند خياطى لباس و ساختن ديوار و مانند اينها است از كارهايى كه مشغول شدن به آن به ايجاد قسمتى از كار مىباشد، و بين صورتى كه مانند برگرداندن گمشده است از كارهايى كه مشغول شدن به آن به ايجاد بعضى از مقدمات خارجى آن مىباشد، پس در صورت اول از جعلى كه قرار داده شده به نسبت آنچه عمل كرده است حق دارد، به خلاف صورت دوم كه مستحق چيزى نمىباشد. ليكن اين در صورتى است كه جعل در مانند خياطى لباس و ساختن ديوار در برابر تمام كردن كار نباشد وگرنه حكم آن مانند برگرداندن چهارپاى گمشده است. و احتمال دارد وقتى فسخ از ناحيه جاعل است ميان دو صورت فرق گذاشته شود به اينكه گفته شود: در صورت اول، عامل از جعل قرار داده شده به نسبت (كارى كه انجام داده) حق پيدا مىكند؛ و در صورت دوم براى او اجرت المثل است، پس وقتى كار مانند خياطى و بنايى است و قسمتى از آن را انجام دهد سپس جاعل رجوع كند، عامل از جعل قرار داده شده به نسبت (كارش) حق پيدا مىكند، و وقتى مانند برگرداندن چهارپاى گمشده است و تمام كردن خياطى است، براى او اجرت المثل است و مسأله محل اشكال است پس ترك احتياط به تراضى و مصالحه در هر حال سزاوار نيست.