ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٣١ - سوم آنها استطاعت
غصبى بودن لباس احرام و سعى اشكال است و احتياط (واجب) آن است كه اجتناب شود.
مسأله ٤٢- در وجوب حج، استطاعت بدنى شرط است؛ بنا بر اين بر مريضى كه توانايى بر سوار شدن ندارد يا سوار شدن موجب حرج بر او است و لو اينكه بر محمل و اتومبيل و هواپيما باشد، واجب نيست. و استطاعت زمانى هم (در وجوب حج) شرط است، پس اگر وقت تنگ باشد به طورى كه به حج نرسد يا با مشقّت شديد برسد واجب نيست؛ و استطاعت طريقى (نيز شرط است) به اين ترتيب كه در راه مانعى نباشد كه با وجود آن، رسيدن به ميقات يا تمام اعمال حج امكان نداشته باشد وگرنه حج واجب نيست. و همچنين است اگر بر جانش يا بدن يا عرض يا مالش بترسد و راه فقط همين باشد يا همه راهها اين چنين باشند (كه حج بر او واجب نيست)؛ و اگر راه دورتر ايمنى دارد بايد از آن راه برود، و اگر در همه راهها چنين ترسى وجود داشته باشد و ليكن با دور زدن در شهرهاى دور دست كه راه مكه حساب نمىشوند امكان رسيدن به حج باشد بنابر اقوى حج واجب نمىباشد.
مسأله ٤٣- اگر رفتن به حج مستلزم آن باشد كه مال قابل توجّهى از او در شهرش تلف شود به طورى كه تحمل آن برايش موجب حرج باشد واجب نيست. و اگر (رفتن به حج) مستلزم ترك واجبى شود كه مهمتر از حج است يا مستلزم فعل حرامى اينچنين شود اهمّ مقدم مىشود، اما اگر مخالفت كند و حج را انجام دهد صحيح است و كفايت از حجة الإسلام مىكند. و اگر در راه ظالمى باشد كه جلوگيرى از او جز با مال نمىشود چنانچه مانع از عبور شود و راه عرفاً باز محسوب نشود، ولى باز كردن راه با مال ممكن باشد، حج واجب نيست؛ و اگر چنين نباشد (كه جلو عبور را بگيرد)، ليكن از هر رهگذرى چيزى مىگيرد، حج واجب است، مگر آنكه پرداخت همين مقدار موجب حرج باشد.
مسأله ٤٤- اگر به اعتقاد اينكه بالغ شده حج نمايد، سپس خلاف آن معلوم شود از حجة الإسلام كفايت نمىكند. و همچنين است اگر اعتقاد داشته كه استطاعت مالى دارد سپس خلاف آن روشن شود. و اگر اعتقاد پيدا كند كه ضرر يا حرج نيست، سپس خلاف آن معلوم شود، چنانچه ضرر جانى يا مالى باشد كه به حد حرج برسد، يا آنكه خود حج