ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٧٣ - كتاب عاريه
منفعت خاصى باشد مانند چيزهايى گستردنى براى فرش كردن و لحاف براى رو انداختن و خيمه براى پناه گرفتن و مانند اينها، متعرّض شدن نسبت به جهت استفاده از آن، در وقت عاريه دادن آن لازم نيست، ولى اگر منفعت آن متعدد باشد مانند زمينى كه از آن براى زراعت و كاشتن درخت و ساختمانسازى و چهارپايى كه براى باربرى و سوار شدن و مانند اينها استفاده مىشود، اگر عاريه دادن به جهت منفعت يا منفعتهاى خاصى از ميان منافع آن باشد واجب است متعرض آن گردند و استفاده از آن، اختصاص پيدا مىكند به آنچه كه براى آن عاريه شده است. و اگر به جهت هر نوع استفاده بردن باشد، تعميم و تصريح به عموم جايز است؛ و اطلاق نيز جايز است به اينكه بگويد: «اين چهارپا را به تو عاريه دادم» پس استفاده كردن از آن به هر منفعت مباحى كه دارد جايز مىباشد. البته چه بسا بعضى از استفادهها مخفى مىباشد كه در اطلاق مندرج نمىشود، كه در مانند آن بايد يا به آن تصريح شود، يا عموم آن طورى باشد كه شامل آن هم بشود. و چنين استفاده مخفى مانند دفن كردن است؛ زيرا دفن اگر چه يكى از جهات استفاده از زمين است ليكن اطلاق، آن را نمىگيرد.
مسأله ٨- عاريه از هر دو طرف جايز است (لازم نيست)، پس عاريه دهنده هر وقت بخواهد مىتواند برگردد و عاريهگيرنده هم، در رد آن چنين حقى دارد. البته در خصوص عاريه دادن زمين براى دفن كردن، بعد از آنكه زير خاك، دفن شد، برگشت در آن و نبش قبر بنابر احتياط (واجب) جايز نيست. و اما قبل از مدفون شدن آن، حق برگشتن دارد، حتى بعد از نهادن ميّت در قبر و قبل از آنكه او را زير خاك كنند. و در صورتى كه عاريه دهنده، بعد از نهادن ميّت در قبر برگردد، اجرت كندن قبر و مخارج آن به عهده او نمىباشد، چنان كه بر ولىّ ميّت، پر كردن گودال- بعد از آنكه با اذن عاريه دهنده بوده- واجب نيست.
مسأله ٩- با موت عاريه دهنده، بلكه با از بين رفتن سلطه او به واسطه ديوانگى و مانند آن عاريه باطل مىشود.
مسأله ١٠- بر عاريهگيرنده واجب است به همان منفعتى اكتفا كند كه عاريه دهنده آن را