ترجمه تحرير الوسيلة (نشر آثار) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٦٤٧ - كتاب اجاره
كتاب اجاره
اجاره يا متعلق به اعيان مملوك از قبيل حيوان يا خانه يا مزرعه يا كالا يا لباس و مانند اينها است كه مفيد تمليك منفعت آنها در برابر عوض مىباشد، يا متعلق به خود انسان است مانند اينكه شخص آزاد خودش را براى كارى اجير نمايد كه غالباً مفيد تمليك كار او به ديگرى در مقابل اجرتى كه قرار داده شده مىباشد. و گاهى مفيد تمليك منفعت وى است- نه كارش- مانند اينكه زن شيرده خودش را براى شير خوردن بچه اجاره دهد نه براى شير خوراندن به او.
مسأله ١- عقد اجاره عبارت از لفظى است كه مشتمل بر ايجابى باشد كه با ظهور عرفىاى كه دارد دلالت بر واقع ساختن نسبت خاصى داشته باشد كه تمليك منفعت يا تمليك عمل را در برابر عوضى به دنبال خود بياورد و مشتمل بر قبولى باشد كه دلالت نمايد بر رضايت به آن ايجاب و تملك منفعت يا عمل در برابر عوض. و عبارت صريح در ايجاب: «اجاره دادم به تو يا كرايه دادم به تو اين خانه را مثلًا به فلان مبلغ» است و با مثل:
«به ملك تو در آوردم منفعت خانه را» در حالى كه اراده اجاره كند، صحيح است؛ ليكن از عبارات صريحى كه اجاره را مىرساند نيست. و عربيّت در عقد اجاره معتبر نيست، بلكه هر لفظى از هر لغتى باشد كه مقصود را بفهماند، كفايت مىكند. و از شخص گنگ و مانند او، اشارهاى كه مقصود را بفهماند جاى لفظ را مىگيرد مانند عقد بيع. و ظاهر آن است كه در قسم اول اجاره- يعنى جايى كه اجاره به اعيان مملوكه تعلق پيدا كند- معاطات جارى مىشود و با مسلط كردن ديگرى بر عينى كه داراى منفعت است در صورتى كه قصد تحقق